هیچ زنی بهم هشدار نداده بود
20 ژوئن 2010 @ 01:29

هیچ زنی بهم هشدار نداده بود.باید می‌گفتند.هیچ کدامشان رابه خاطراین نگفتن نمی‌بخشم.مادرم و بقیه زنهاکه مدام مادری را فهرست می‌کردند و تحویلم می‌دادند، چرا هیچ وقت نگفتند؟ گفته بودند سه ماهی، همه اش باید شیربدی و بادگلو بگیری و پوشک عوض کنی، گفته بودند یک سالی باید دنبالش بدوی که نخورد زمین یا آشغال دهنش نگذارد. گفته بودند دوسالی باید چشمت بهش باشد که کار خطرناکی نکند، گفته بودند سه سالی بهانه گیری می کند و پا زمین می کوبد و باید هرچه می‌خواهد بهش بدهی… ولی این را نگفته بودند.

امروز مدت زیادی مرشد شدم و بچه مرشد ، کلی هم صدای اردک درآوردم تا آقا بخنده ، جیغ نزنه و گریه نکنه


نظرات
عکس ها · متن