دلتنگی
22 جولای 2009 @ 14:27

هر روزی که فکر کردم که تنها ترینم
گفت : خداوند همیشه همراه تو است

هر شبی که بی خواب شدم
گفت : من دعا گوی شبهای بی خوابی تو هستم

امروز من تنها در این شهر شلوغ مانده ام
تنهای تنها
بدون پشت و پناه

گرگهای گرسنه در اطرافم میخواهند من را بدرند

 

 

 

تنهایی امان از من ربوده . در بد ترین حالات روحی تورا خواستارم ، که نیستی . منم و منم و حرکت ماهی کوچک در تنگ شیشه ای دلم !

 

 

تهران . تیر . 88


یک نظر
متن