رسم آدما9 می 2009 @ 21:05
یکی دسته گل براش دل خوشیه
یکی عادتش برادر کشیه
یکی زاغ مردمو چوب می زنه
یکی از داغ دلش جون می زنه
یه نفر خوابه رئ تخت نقره پوش
یکی حیروون توی دریای جنون
یکی زندگی رو زیبا می بینه
یکی خودشو تنهای تنها می بینه
اره ای رسمه میون آدما
یکی داروغه یکی دارو بشه
نمی شه رسمشونو عوض کنی
اگه حتی آسمون واروونه بشه
حالا حرف من با اوون دسته ایه
که هنوز عاشقن و یکه سوار
جون هر چی مرده طاقت بیارین
که بریم با هم دیگه از این دیار..
پ. ن : با هم یاد میگیریم که فقط من تورا دارم و تو من را و ما هستیم و ما . من برای تو صمیمانه می میرم و تو را هم میدانم
شب به تاریکی میرود و ما با هم طاقت میآوریم
9 می 09
KL
نظرات
متن