خواب18 آوریل 2009 @ 14:52
شدم مثل يه بازار….
هر روز يه عالمه آدم از توم رد می شن…
خريدار نه…فروشنده نه…فقط عابر….
پ.ن : از خواب دیشبم میترسم. خیلی تو خواب اذیت شدم. همش استرس بود و دعوا . باز هم سفر و باز هم توفیق اجباری
18 April 09
KL
2 نظر
متن
سلام17 آوریل 2009 @ 20:36
شاید خیلی بعد تر ها این و بخونی
شایدم بلد نیستی
اگه بلد شدی و بود
فقط اومدم بهت بگم سلام
همه خوشحالیم
17 آپریل 2009
کوآلالامپور
نظرات
متن
صدای ترسناک13 آوریل 2009 @ 15:11
عجب این آسمون ترسناک شده امروز
یک هفته شده که گریش بند نیومده
امروز دو یا سه بار من و از جا پروند
غم زیاد کشیده و حالا داره داد میکشه
از این صدای ترسناک ، من فقط و فقط ترسیدم
13 آپریل 09
KL
نظرات
متن
از اول13 آوریل 2009 @ 15:00
هی خواندی «به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم ».
سپردی و حالا انکار؟
13 اپریل 09
کوآلا لامپور
نظرات
متن
آقا دزد بدجنس!13 آوریل 2009 @ 14:32
آقا دزد بدجنس! ای کاش بعد از اینکه موبایلم و از من گرفتی میفهمیدی چقدر برام عزیزه برام برمیگردوندی
خیال می کنم تو هم یه آدم خاکستری هستی با هزاران خوبی توی قلبت که گاهی وقتها مثل هر انسانی شاید خطا هم بکنی! خیال می کنم تو یه انسان آرام و خوشبختی که بدی روزگار، تا این حد تو رو محتاج به پول کرده که وادار شدی از دیگران بدزدی! دوست داشتم با همین خیال، برم پیش خدا و برای تو، از خدا بپرسم که چرا تو رو اینقدر توی تنگنا گذاشته و بهت سخت گرفته.
آقا دزد بدجنس! دوست نداشتم اون گوشی موبایلم و هیچ وقت از دست بدهم . تو نمیدانی چقدر برایم ارزش داشت . آخه علی مهربونم در اولین سالگرد تولدم من و با اون سوپرایز کرده بود. چند تا از سوره هایی که دوست داشتم با صدای خوب و بازی برای لادن و تمام اس ام اس هایی که از اون تاریخ که داشتمش بین من و قندک یا من و علی مهربونم ، چند تا عکس یادگاری همه و همه توی همین یک ذره گوشی دوره هم جمع شده بودند
آقا دزد بدجنس! اگه به خودت حق میدی از دیگران بدزدی، چون توی این زمونه همه دزدند و همه بدخواه تواَند، باید بگم که حداقل من یه نفر، کاملاً خیرخواهت هستم و ته قلبم برای روح پاک انسانی تو که میدونم بدجوری اذیتش میکنی میسوزه. دلم میسوزه که اینقدر بدبخت هستی!
آقا دزد بدجنس! کاش میشد داستان زندگیت رو برام میگفتی. کاش میشد سختیهات رو میشنیدم، شکایتت رو از دنیا میشنیدم. من هم از این دنیا خیلی شاکیام. شاید ما دردهای مشترک داشتیم. شاید میتونستیم دردهای مشترکمون رو با همفکری هم حل کنیم. شاید میتونستیم با کمک همدیگه، دنیا رو قشنگتر و قشنگتر کنیم!
آقا دزد بدجنس! بیشتر از هر کسی برای تو دعا کنم چون از همهی کسایی که میشناسم، به دعای من محتاجتری! دعا میکنم که خوشبختی و آرامش به قلبت راه پیدا کنه. دعا میکنم دست از آزار روح الهیات برداری و راه درست زندگیت رو پیدا کنی. دعا میکنم آنچنان متحول بشی که به جای شر و بدی، خیر و نیکیات به آدمها برسه. دعا میکنم آنچنان محبوب مردم بشی که به جای لعن و فحش و نفرین، رحمت و دعای خیرشون نصیبت بشه.
آقا دزد بدجنس! شاید دین نداشتی اما من باز هم دلم برایت میسوزه
نظرات
متن
دوست داشتن تو10 آوریل 2009 @ 17:47
همیشه فکر میکردم و فکر میکنم من را دوست نداری . از گذشته ها میگویی و من شنونده هستم … فقط و فقط
از عشق هایت ، شکست هایت ، دلخوشی هایی که با آنها داشته ای و به من می گویی
“ . لازم نکرده که کسی مرهم بشه یعنی اصلا بلد نیستی که مرهم بشی فقط بیشتر درد نده بهم. “
من را به کدامین گناه باید چنین میسوزانی که توان حرف زدنم نیست
برایش بارها نوشته ای دوستش داری
با نامه هایت به او ، می ستایی اش و اورا بهترین خطاب میکنی ، من بدترینم و او که اولین بوسه را ربوده بهترین
من سرگرم زندگی ما گونه شده ام
مسئولیت و درد من را فرا گرفته
هیچ کس تا به حال با تمام بدی هایم من را به اندازه مادرم دوست نداشته است
کاش میشد یک روز حس کنم دیگر من را دوست داری و من را ترک نمیکنی
100409
KL
یک نظر
متن
عشق10 آوریل 2009 @ 16:34
عشق ، پديده اي است در دل .
کامل کننده ي دل و بزرگ کننده ي روح .
تغييري بس بزرگ در زندگي و شيوه ي آن و آينده ي انسان بوجود مي آورد .
شناخت آن با درد و اندوه همراه است و باعث تعالي آدمي مي شود ؛ از گذشته دور در فرهنگ ما ، هم و غم را کنار هم گذاشته اند ، که غم همواره نتيجه اش همت است و همت باعث تعالي و تعالي باعث بزرگي روح . ترک عشق دردي دارد شيرين ، که هر چه از دوست رسد نيکوست .
از دوست به يادگار دردي دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم
کسي را مي شناسي . مي سنجي اش . افکارش را و اخلاقش را . با او به سخن مي نشيني و او را چنان مي يابي که در سر خود سال ها پروراندي اش . دوستش مي شوي و همدمش . دوستش داري . مي بيني اش . عاشقش مي شوي . زماني مي گذرد . در سراشيب زندگي همچنان که هميشه اين سراشيب نشان دهنده ي درون هر کسي است ، مي بيني که ، نه ، عشقت ، نه آنست که دريافته بودي . مي بيني که عشقت با آن چه تو در ذهنت پرورانده بودي متفاوت است . مي بيني که او نه آنست که بود . چه بايد کرد؟ حال در دوراهي مانده اي . تو آن که را مي شناختي دوست داشتي و عاشق آن شدي که ديدي . ديده ات که تغيير نکرده . شناخته هايت تغيير کرده . ديگر دوستش نداري . حرکاتش به سان دشنه اي آخته زخم بر بدنت مي نهند. و چه خوشند اين زخم ها . و باز هم مي خواني
از دوست به يادگار دردي دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم
هستي و خوشي . در انتظار هر زخم مي ماني و اگر روزي زخمي نباشد ، خود در پيش مي دوي . عشقت روزي مي راندت و روزي مي خواندت . روزي زخمي مي زند بر دلت و روزي مرهمي بر آن زخم مي نهد تا فردا جايي براي زخم داشته باشي. مي پرستيش. اگر روزي زخمت نزند به خود مي پيچي . اگر باز زخمت نزند . مي گريي از خواستن . درد خودت را مي خواهي که اين درد را به صد هزار درمان ندهي .
نظرات
متن
نامه ای برای شما10 آوریل 2009 @ 15:35
وقتی به روزهای خوش زندگیم فکر میکنم
وقتی یاد چیزایی می افتم که دوست دارم و ندارمشون
وقتی حس میکنم داره عمرم میگذره
وقتی بد اخلاق میشم ، اونقدر که همه از من میترسن
وقتی توی دلم یک عالمه حرفه که باید خفه بشم
وقتی بی معرفتی تا این حد میشه که می شنوم
“لازم نکرده که کسی مرهم بشه یعنی اصلا بلد نیستی که مرهم بشی فقط بیشتر درد نده”
وقتی دیدن عکس های قدیمی ناراحتم میکنه
وقتی میبینم یک مامان 3 تا از بچه هاش و کشته ولی بازهم حاملست
اونوقته که احساس میکنم نیازمندم
احتیاج دارم به آرامش قلبی از اون بالا
میدونم همیشه پیش ما هستی
میخوام که بهترین هارو برامون رقم بزنی
10 آوریل 2009
KL
نظرات
متن
Outlandish10 آوریل 2009 @ 11:42
گروه Outlandish را بیشتر با ترانه Callin’ U می شناسیم، آهنگی که هنوز هم Rington موبایل خیلی از جوون هاست! قسمتی از ترانه Callin’ U
I’m callin’ U
When all my goals, my very soul
Ain’t fallin’ through
I´m in need of U
The trust in my faith
My tears and my ways is drowning so
I cannot always show it
But don´t doubt my love
خوب شاید یادتون نیومده باشه بازهم، نکته جالبه این گروه هیپ هاپ رو از سایت http://www.artmusic.ir پیدا کردم که به نظر خودم جالب بود. با عنوان وقتي يك مسيحي از اسلام ميخواند
Out landish يك گروه هيپ هاپ دانماركي است كه در سال1997 تشكيل شد. ايسام بشيري، يك مراكشيالاصل متولد دانمارك است كه ليدر گروه است .
و قاص علي قدري هم اصالتا پاكستاني است. اما در دانمارك به دنيا آمده، لني مارتينز از هندوراس هم نفر سوم اين گروه است.
ايسام و وقاص مسلماناند و لني يك كاتوليك. با اين حال اغلب مضامين آهنگهاي گروه outlandish مرتبط با اسلام است و سعي ميكند جوانان مسلمان غربي را جذب كند. اولين آلبوم آنها outlandish official فقط در دانمارك منتشر شد.
اين آلبوم يك آهنگ فراگير به نام «والو» داشت كه در آلبوم دوم آنها «نان و بشكه آب» هم قرار گرفت تا به گوش تمام دنيا برسد. آنها همچنين آهنگ معروف «عايشا» را كه پيش از اين توسط خوانندة فرانسوي «خالد» اجرا شده بود بازخواني كردند و با اين آهنگ عنوان شماره يك جدول موسيقي آلمان را به دست آوردند.
اين آهنگ در بسياري از كشورهاي آسيايي هم فروش بسيار بالايي پيدا كرد و باعث شد نام out landish بيش از پيش بر سر زبانها بيفتد. آهنگ «گوانتانامو» از اين گروه هم در بسياري از كشورهاي دنيا جزو پر فروش ترينها بود.
آلبوم سوم آنها به نام «نزديكتر از رگ» موفقيت بسيار زيادي براي اعضا به همراه داشت. آهنگ اول آلبوم به نام «به چشمهاي من نگاه كن» به سياستهاي ايالات متحده در قبال جنگ فلسطين و اسرائيل اشغالگر ميتاخت.
در طول سالهاي فعاليتش با هنرمندان مسلمان سرشناس زيادي همكاري كرده كه ميتوان به آهنگ «ديدهام» همراه با سامي يوسف اشاره كرد. همچنين در آلبوم «امت من» در ترانة «سعي كن گريه نكني» آن گروه رپي كه همراه با سامي، آهنگ را اجرا ميكند، همين گروه «Out Landish» است.
آنها همچنين با «مجيد» خواننده هيپهاپ دانماركي و برهان جي نيز چند آهنگ مختلف را به صورت مشترك اجرا كردهاند
.www.outlandmoro.com
نظرات
آهنگ ها و ترانه های دوست داشتنی ·
زندگی نامه
آزادی تا مرز بی حرمتی3 آوریل 2009 @ 16:22
كودكانی كه كارهای نادرست انجام میدهند، آنهایی هستند كه بیشتر از همه به دوست داشتن نیاز دارند .
كودكی دوران كسب تجربهها و احساسات گسترده است. كودكی، توپ بازی در پارك، دوچرخه سواری، بازی با دوستان و داشتن اوقات خوش است. كودكی یعنی داشتن یك زندگی بدون مسوولیت و كشف سرگرمیهای تازه در هر روز. كودكی دورانی است كه كودكان دنیای اطرافشان را با دقت مشاهده میكنند و بیاختیار، نظرات و ایدههایشان براساس همین مشاهدات، شكل میگیرد.
كودكی سن انعطافپذیری است از اینرو هر كودك به حداكثر توجه و عشق والدین، اعضای خانواده، معلم و دیگر افراد اطراف خود نیاز دارد. به هر حال، همه كس تصویر دلپذیری از كودكی خود ندارد. تجربیات ناراحتكننده مانند: از دست دادن یكی از والدین یا كسانی كه دوستشان دارند، آزارهای خانگی، اعتیاد والدین یا بیماریهای جدی، زخم بزرگی بر روح معصوم كودكان بر جای میگذارد. حتی توهینهای كلامی یا رقابت بین فرزندان كه برای برخی افراد مشكلاتی هستند كه زود فراموش میشوند، میتواند تاثیر منفی بر برخی دیگر بگذارد. در این زمانها كنار آمدن با كودك برای والدین به شدت مشكل خواهد بود. كنار آمدن با كودكان در شرایط سخت شاید آسان نباشد، اما این مرحلهای است كه نیاز به صبر و توجه بیشتری دارد.
اگر شما پدر و مادری هستید كه تصور میكنند در مورد كنار آمدن با كودك مشكلسازشان نیاز دارند با كسی مشورت كنند، اولین كاری كه باید انجام دهید این است كه به فرزند خود به چشم یك كودك مشكلساز نگاه نكنید. یكی از نكات مهم در تربیت كودكان، صبر والدین در مواردی است كه كودك رفتارهای غیرمعمولی انجام میدهد. برای مثال رفتارهای تهاجمی شدید از خود نشان میدهد یا به شدت گوشهگیر و منزوی میشود، سعی كنید ریشه اصلی مشكل را در كودك شناسایی و تجزیه و تحلیل كنید. با كودك خود حرف بزنید، رفتارهای او را با دقت زیر نظر بگیرید، با دوستان فرزندتان صحبت كنید و این مشكل را با معلم او مطرح كنید. البته بهترین و مطمئنترین كار در صورت بروز رفتارهای بسیار غیرمعمول مشورت با یك مشاور یا روانشناس كودك است.
اولین و مهمترین قانون در تربیت كودكان این است كه خود را درگیر مشكلات كودك كنید. البته شما نباید پدر و مادر آزاردهندهای باشید كه در همه مسائل فرزندشان دخالت (فضولی) میكنند، بلكه فقط باید سعی كنید تا آنها از مسیر اصلی زندگی منحرف نشوند. همیشه یك رابطه سالم با فرزند خود داشته باشید و سعی كنید این ارتباط به نوعی باشد كه هر وقت كودك به شما احتیاج داشت، شما در دسترس او باشید و راهكارهای مفید به او ارائه دهید، نه این كه یك دیوار سرد و سخت از قانون بین خود و فرزندتان بكشید.
با احترام با كودكان رفتار كنید. به آنها اجازه دهید از خانه خارج شوند و دنیای بیرون را از دیدگاه خودشان تجربه كنند اما به قدری به آنها عشق بورزید كه همیشه در آخر به سمت شما بازگردند.
به عنوان پدر یا مادر همیشه سعی كنید فرق بین آزادی بیان و بیحرمتی را برای كودك توضیح دهید. آموزش آزادی به همراه احساس مسوولیت در كودك شاید یكی از بزرگترین دستاوردهای والدین در یك تربیت خوب باشد. آموختن تفاوت بین سفید وسیاه به كودك بسیار آسان است یعنی خیلی راحت است كه هرگاه از كودك اشتباهی سر زد سر او فریاد بكشید و او را توبیخ كنید و هرگاه كار خوبی انجام داد او را تشویق كنید، اما هنر این است كه والدین بتوانند مناطق خاكستری زندگی را به كودك نشان دهند.
نظرات
روابط والدین و فرزند