19 ژوئن 2011 @ 14:28

مامان زن است.

سی‌سال کارمند بوده. برای همین وقتی با مقنعه‌ومانتو، عرق‌ریزان وارد خونه می‌شم، می‌دوئه می‌ره برام شربت، آب یا هندونه می‌یاره.
توی تاکسی درب رو باز می‌کنه تا من بخزم گوشه‌ی پشت ِ ماشین. خودش می‌شینه وسط. چون درد ِ دست‌مالی شدن توی تاکسی رو تجربه کرده.
قدیم‌ها وقتی با عصبانیت از خانوم‌تذکر حرف می‌زدم، می‌خندید. می‌گفت چه‌بامزه تعریف می‌کنم. بعد اونقد صحنه‌ رو کمیک جلوه می‌داد، که یادم بره همه‌چیز.
زمانی‌که با هم توی پیاده‌روهای شلوغ قدم می‌زنیم و من یک‌دفعه گُر می‌گیرم از خشم، نمی‌پرسه چی‌شد. برمی‌گرده، مرد موردنظر رو پیدا کرده/نکرده، با صدای بلند می‌گه مرتیکه‌ی کثافت.
بهش گفتم اینجا جای من نیست. گفت برو. و گفت خودش هم اگه می‌تونست می‌رفت. گفت بمونی که چی. برو جوونی کن، زندگی كن. بعد چشم‌هاش برق افتاد از خوشی. -من رو کنار برج‌ایفل، مادامیکه که موهای مریضم رو برباد داده‌ و می‌خندم تصور کرده لابد-

بابا مرد است.

وقتی توی خیابون قهقهه می‌زنیم، معذب نگاه‌مون می‌کنه. عقیده داره که تا هوا تاریک نشده، بایستی خونه‌ باشیم.
قديم‌ها درحالیکه خیار گاز می‌زد، ناخن‌های لاک‌زده‌م رو زیرچشمی می‌پاييد و می‌پرسيد «توی دانشگاه کاری‌تون ندارن واسه لاک؟». با نگرانی ِ خفيفی كه زير پوستش خزيده‌بود.
اخبار مبارزه با بدحجابی رو که می‌شنوه، می‌یاد توی اتاق. مادامیکه هراسون و دست‌پاچه‌ست به سمع‌ونظرمان می‌رسونه که چماق‌بدست‌ها دوباره توی خیابان‌اند. سعی کنیم بیشتر رعایت کنیم.
زمانی‌که با بابا توی خیابونیم  و دور از چشم‌اش، از شنیدن جمله‌ی «پاشم‌بیام‌بخورم‌فلانت‌رو» می‌لرزم، از همه‌جا بی‌خبر می‌پرسه چی‌شده‌بابا. می‌گم که هیچی، خوبم. برام خوراکی می‌خره، تا فشاری که به زعم‌ خودش افتاده رو برگردونه سرجاش. بعد نسخه می‌پيچه كه ضعيفی. تحرک کن، بیشتر بخور.
تابه‌حال از بابا برای موهای آزادش عکس نگرفته‌اند و براش پرونده‌ای نساختند. بابا هیچ‌وقت برای انجام کاری موظف به اجازه‌گرفتن از کسی نبوده و هرگز زمانی که بیرون از خونه‌ست، در قید ساعت نیست.
برای همین وقتی شکایتی می‌شه می‌گه بایستی آسه‌اومد،آسه‌رفت. بهش گفتم گربه‌هه آسه‌وغیرآسه نمی‌شناسه و آسه‌رفتن برای زن‌ومرد، یک‌جور نیست اینجا. بایستی رفت. گفت اتفاقا نه و بایستی موند، اینجا مملکت ِ‌ ماست. گفتم گاهی بین زندگی و مملکت یکی رو باید انتخاب کرد. از در احساسات وارد شد. گفت مگه همش چندتا فرزند داره که مابقی عمرش رو چشم به درب ِ منزل بدوزه برای بازگشت من. بعد اخماش رو توی هم کشید و ساکت شد. -خونه رو بی دخترکش تصور کرده لابد- .

 

 

 

و سختی از جایی شروع می‌شه که مطمئن باشی هردو دوستت دارند. یکی آن‌جور و دیگری این‌جور.


نظرات
متن
بايدها و نبايدها در چيدمان اتاق كودك
30 می 2011 @ 04:56

نوزادان داراي ادراكي هستند كه سبب مي‌شود به بعضي از اشياء و امور اطرافشان توجه كنند و به بعضي ديگر بي‌توجه باشند.

يكي از مهمترين اين توانايي‌ها، تمايل به محركي است كه به نحوي تغيير كند، براي اينكه به اين ادراك كودك خود پاسخ مثبتي داده باشيد و او را براي شناخت جهان پيرامون خود بيش از پيش آماده كنيد، نكات زير را به كار گيريد:

1. در اتاق كودك شما بايد تضاد بين دو رنگ سياه و سفيد وجود داشته باشد، مثل آويز بالاي تخت كه لااقل تركيبي از دو رنگ متضاد باشد. رنگ سياه و سفيد به اين علت گفته شد كه نوزاد تا چند ماه اول فقط اين دو رنگ را تشخيص مي‌دهد. ولي مي‌توان از رنگ‌هاي شاد ديگري استفاده كرد. مثل قرمز و آبي كه هيجان و آرامش را در كنار هم به كودك شما منتقل مي‌كند.

2. سنين 4 تا 8 ماهگي سني است كه كودك شما مي‌نشيند، چند كوسن به رنگ‌هاي شاد و دايره شكل بدون دوخت تزئيني اطراف كودكتان بگذاريد تا علاوه بر سرگرم شدن، با تفاوت رنگ‌ها آشنا شود. كودك در اين مرحله از رشد، قادر به تشخيص رنگ‌هاي ديگر نيز خواهد بود و نسبت به رنگ‌هاي قرمز و سرخابي هيجان‌ بيشتري نشان مي‌دهد.

3. در سن 9 تا 14 ماهگي، كودك به صداهاي جديد توجه پيدا مي‌كند. براي كمك به كودكتان براي بازيابي اين ادارك، مي توانيد از يك آويزه ساده كه از مقداري نخ و مقواي ساده تهيه شده و زنگوله‌اي صدا‌ دار دارد استفاده كنيد، اين آويزه را پشت در آويزان كنيد تا با حركت در صدا بدهد. در اين مرحله از رشد كودك، حتماً در ميان اسباب‌بازي‌هايش چند مكعب كه وسط آن سوراخ است را در دسترس او قرار دهيد. يادتان باشد اسباب بازي‌هاي او داراي لبه‌هاي تيز و رنگ‌هاي خنثي نباشند. اين بازي به تقويت و تحريك حواس و فكر او مربوط مي‌شود. بهتر است ضلع‌هاي مكعب 5/2 سانتيمتر باشد.

4. اسباب‌بازي بچه‌ها بايد به رنگ‌هاي قرمز، نارنجي، صورتي، آبي و سبز باشد. كودكاني كه رنگ‌هاي سرد (آبي و سبز) را انتخاب مي‌كنند سنجيده‌تر عمل مي‌كنند و انتخاب رنگ‌هاي تيره توسط كودك، نشان‌دهنده ناراحتي و گوشه‌گيري آنهاست.

5. از 30 ماهگي به بعد مي‌توانيد در اتاق كودكتان صندلي‌ بادي يا سرسره بگذاريد تا خودش به تنهايي بازي كند؛ كودكتان در اين سن عاشق بالا رفتن از اشياء است. مي‌توانيد روي يك مقواي صورتي با نقطه‌چين‌هاي مشكي، عكس حيواني را طراحي كنيد و به ديوار اتاقش بچسبانيد تا او شكل را كامل كند اين بازي استدلال منطقي كودك را تقويت مي‌كند و اعتمادبه‌نفس كم‌كم در اين سن باتوجه به اين‌گونه بازي‌ها كامل مي‌شود.

6. همواره به خاطرداشته باشيد در چيدمان اتاق كودك، از رنگ‌هاي حاد مانند قرمز، آبي نفتي و قهوه‌اي سير استفاده بيش از حد نكنيد.

7. براي كودكان زير 3 سال، جنس اسباب‌بازي‌ها نبايد تيز يا شكستني باشد يا اندازه آنها نبايد آنقدر بزرگ باشد كه كودك در سن خود نتواند آنها را حس كند يا در دست بگيرد،. كودكان در اين سن علاقه زيادي دارند اسباب بازي‌هاي خود را به سمت دهانشان ببرند، بنابراين اسباب بازي‌هايي كه زياد كوچك هستند ممكن است در حلق كودك گير كنند و باعث خفگي او شوند.

8. ملحفه تخت كودك نبايد به رنگ قرمز باشد زيرا باعث عصبي شدن و تحريك اعصاب او مي‌شود، ولي رنگ بنفش رنگ سردي است كه سيستم عصبي را تقويت مي‌كند و براي اتاق خواب كودكان رنگ مناسبي است.


نظرات
خانه داری · روابط والدین و فرزند · متن
facebook
25 می 2011 @ 01:23

facebookfacebook


نظرات
عکس ها · متن
؟
25 می 2011 @ 01:12

 

223291_203293153043623_169098223129783_553844_3577138_n

 

من مهندس یا خلبان


نظرات
عکس ها · متن
روز مامان
24 می 2011 @ 23:23

من دومین سالیه که مامان شدم

164435_171691142870491_169098223129783_361268_7468027_n

نینیها ممه میخورن و تو دل ماماناشون هم بودن

200078_192598264113112_169098223129783_488202_4384069_n

منم مامانم و دوست دارم حسین هم حتما من و دوست داره 

IMG_1526


نظرات
عکس ها · متن

12 می 2011 @ 07:22

مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است.
مركز مشاوره : چه نوع كامپيوتري داريد؟
مشتري : يك كامپيوتر سفيد…
*
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسكتم رو دربيارم
مركز : سعي كردين دكمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير كرده
مركز : اين خوب نيست، من يك يادداشت آماده مي كنم…
مشتري : نه… صبر كن… من هنوز نذاشتمش تو درايو… هنوز روي ميزمه.. ببخشيد…
*
در سمت چپ صفحه كليك كن.MyComputerمركز : روي آيكن
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مركز : روز خوش، چه كمكي از من برمياد؟
مشتري : سلام…من نمي تونم پرينت كنم.
مركز : ميشه لطفاً روي استارت كليك كنيد و..
مشتري : گوش كن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي كنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا كنم» من حتي پرينتر رو بلند كردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما كامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش كنه…
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشكل دارم…
مركز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
*
مركز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس تدی كه دوستم از سوپرماركت برام خريده.
*
رو بزنين. F8 مركز : و الآن
مشتري : كار نمي كنه.
مركز : دقيقاً چه كار كردين؟
رو 8 بار فشار دادم همونطور كه بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افتهF.. مشتري : من كليد.
*
مشتري : كيبورد من ديگه كار نمي كنه.
مركز : مطمئنيد كه به كامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت كامپيوتر برم.
مركز : كيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مركز : كيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مركز : اين يعني كيبورد وصل نيست. كيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يكي ديگه اينجا هست. اوه… اون يكي كار مي كنه!
*
يك مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه…
مركز : شما مطمئنيد رمز درست رو به كار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همكارم اين كار رو كرد.
مركز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
*
مركز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي كنيد؟
Netscape مشتري :
مركز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
Internet Explorer مشتري : اوه، ببخشيد…
*
روي كامپيوترم گذاشته، ولي هربار كه ماوس رو حركت ميدم، غيب ميشه! Screensaverمشتري : من يك مشكل بزرگ دارم. يكي
*
مركز : چه كمكي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مركز : خوب، و چه مشكلي وجود داره؟
رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارمaمشتري : خوب، من حرف


نظرات
متن
چقدر یعنی زیاد ؟
10 می 2011 @ 15:49

چقدر سخته زندگی و مچ کردن تمام آدمهای جور و ناجور دورت که نه تورو میفهمن نه همدیگرو و بعد میگن انسان موجود اجتماعی است

چقدر لبخند تو برای من زیباست و تو اون و از من دریغ کردی ، ماه ها ست که با هم نخندیدیم

چقدر دل شکستن من و توحین به خواسته های من برای تو راحت شده و من عادت کردم به این اجبار ناخوشایند

چقدر زندگی سخته و چقدر موندن توی خانه اجباری سخت ترش میکنه.

 

 

 

 

خدایا کمکم کن که بتونم سختیهارو تحمل کنم

10/05/2011


یک نظر
متن
اولین زنان موفق ایرانی چه کسانی بوده اند؟
29 آوریل 2011 @ 05:02

 

اولین زن جراح ایرانی:"سکینه پری" متولد 1281-1307 در روسیه دیپلم دکتری گرفت و 1314 با اجازه نامه ی پزشکی خود را دریافت کرد.

اولین زن جراح پلاستیک:"دکتر هاسمیک هاراطونیان" در سال 1339 در این رشته فارغ التحصیل شد.

اولین زن داروساز:"اقدس غربی" و "اختر فردوس" اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در این رشته فارغ التحصیل شدند.

اولین زن وکیل دادگستری:"یکاترینا سعیدخوانیان" متولد1278 اولین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه به سال 1327 در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت.

اولین زن تاجر ایرانی: "مهین افشار" در سال 1336 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد.

اولین زن سرتیب ایرانی:تیمسار سرتیپ دکتر مرضیه ارفعی نخستین زنیست که در ارتش ایران به درجه سرتیپی رسید.

نخستین پزشک آسیب شناس ایرانی: بانو دکتر صغرا آزرمی نخستین آسیب شناس و نخستین موسس پایگاه سیتولوژی است که جان صدها زن را در مرحله ابتلا به سرطان نجات داد

اولین زن روزنامه نگار:"صدیقه دولت" در اصفهان به سال 1297 مجله" جمعیت نسوان وطن خواه" و مجله " زبان زنان" را منتشر کرد.

نخستين زن ايراني استاد پزشكي دانشگاه :بانو ایران اعلم نخستین استاد زن دانشکده پزشکی در تاریخ ایران است. بانو دکتر ایران اعلم در طول خدمت خود به مقام استادی دانشگاه تهران ، ریاست بخش زنان در بیمارستان رضا پهلوی سابق ، ریاست بخش زایمان بیمارستان بانک ملی رسید و مدتی ریاست شورای مرکزی سازمان زنان را عهده دار بود.

اولين زن تاريخ دان ايراني : بانو امینه پاکروان به عنوان تاریخ دان ایرانی، نویسنده و نخستین استاد تاريخ زن دانشگاه بوده است.

اولين زن پزشك قانوني زن ايران : بانو نصرت الملوک کاشانچی اولین زن پزشکی است که به استخدام وزارت دادگستری و پزشکی قانونی درآمد.

اولین زن خلبان:"عفت تجارتی" در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.

اولین زن پرستار:"فاطمه توانایی" که در سال 1310 در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال 1314 در این رشته فارغ التحصیل شد.

اولین هنرمندان زن تاتر:اولین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های " وارتوتریان"و"سراکالندریان" بودند.

اولين وزير زن ايراني : اولين وزير زن ايران خانم اسفند فَرُّخ‌ رو پارسا در دولت امیر عباس هویدا وزیر آموزش و پرورش بوده است

نامي جاويد در علم نجوم : بانو آذر اندامی نخستین و تنها زن ایرانی است که نام او به دلیل تحقیقات علمی اش بر یکی از حفره های کره زهره حک شده است.

اولین فضانورد زن: انوشه انصاری اولین فضانورد ایرانی، اولين بانوي گردشگر فضايي و چهارمين توريست فضايي دنيا است.انوشه انصاري داراي مدرك كارشناسي در رشته مهندس الكترونيك و علوم كامپيوتر و كارشناسي ارشد در رشته مهندسي الكترونيك و در حال حاضر مشغول طي كردن دوره‌اي در دانشگاه سوئين‌بورن مي‌باشد تا بتواند دومين مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته ستاره‌شناسي دريافت كند.

اولين برنده جايزه نوبل : دكتر شیرین عبادی حقوقدان ،قاضی سابق دادگاه نویسنده و مدرس ايرانی است. او از نخستین قاضیان زن در ایران و نخستين ایرانی است که جایزه صلح نوبل را در سال ۲۰۰۳ ميلادی دريافت کرده است.


نظرات
متن
یک شبح سیاه چند وقتیه که با منه
4 آوریل 2011 @ 16:15

185765_207878379226914_159544064060346_947364_5660325_n

 

چقدر دلم گرفت از این جمله (من مامان حسین هستم ). خدایا یعنی آدم ها چقدر میتونن بی چشم و رو باشن و قدر نشناس . خدایا به من صبر بده تا بتونم آرامش خودم و حفظ کنم و بتونم تحملش کنم

یعنی من هم برای تو اینطورم؟


نظرات
متن
ای‌کاش
19 مارس 2011 @ 20:58

199443_196435703723778_100000720506260_549558_7765689_n

 

در روزهای آخر اسفند
کوچ بنفشه‌های مهاجر
زیباست
ای‌کاش
ای‌کاش
آدمی وطنش را
مثل بنفشه‌ها
در جعبه‌های خاک
یک روز می‌توانست
همراه خویش ببرد هر کجا که خواست


نظرات
متن