خیالپردازی های جنسی 2
30 می 2011 @ 17:01

ممکن است از این سوال همه آنقدر تعجب کنند که صدای افتادن قاشق چنگال ها را بشنوید اما این فقط به خاطر این است که تقریباً همه کسانیکه در مجلس حضور دارند، آخرین خیالپردازی جنسی خود را در ذهنشان بازآفرینی می کنند یا خیلی از آنها ادعا می کنند که به هیچ وجه درمورد مسائل جنسی خیالپردازی نمی کنند و خیلی های دیگر هم ادعا می کنند که این خیالپردازی ها فقط درمورد همسر خودشان است. اما، به احتمال خیلی زیاد، همه کسانی که پشت میز نشسته اند، خیالپردازی های ممنوعه جنسی داشته اند و حتی اینکار را به طور عادت همیشه انجام می دهند. اما به ندرت پیش می آید که کسی دوست داشته باشد درمورد این خیالپردازی ها با دیگران صحبت کند.

خیالپردازیهای ممنوع
خیالپردازی های جنسی مسئله ای است که ما ندرتاً درمورد آن با کسی صحبت می کنیم، حتی با دوستان خیلی صمیمیمان. عمیق ترین افکار جنسی ما آنقدر عجیب هستند که درست نیست در مجالس رسمی درمورد آنها صحبت شود. این خیالپردازی ها ممکن است نشاندهنده این باشد که اشکالی در روابط جنسی ما یا بدتر در خود ما وجود دارد اما تحقیقات نشان داده است که داشتن خیالپردازی های جنسی، اگر برای همه لازم نباشد، مسئله ای کاملاً نرمال است و درکل بخشی از انسان بودن ما را تشکیل می دهد و با داشتن آنها به هیچ عنوان نباید برچسب گمراه یا فاسد به خودتان بزنید.

تحقیقات گسترده ای که در این زمینه انجام شده است نشان میدهد که تقریباً همه انسانها درمورد مسائل جنسی خیالپردازی می کنند اما هیچکدام درمورد آن حرفی نمی زنند. برت کار، روانشناس، برای نوشتن کتاب خود “دنیای اسرارآآمیز خیالپردازی های جنسی”، روی 18،000 مرد و زن تحقیق کرده است. او درمورد تعدد و تکرار و همچنین محتوای خیالپردازی های آنها سوال کرده و دریافته است که نه نفر از هر 10 نفر آنها، خیالپردازی جنسی داشته اند. باور او بر این است که افراد باقیمانده هم این خیالپردازی ها را داشته اند اما جرات پذیرفتن آن را نداشته اند.

حتی آندسته از ما که قبول می کنند که خیالپردازی جنسی دارند، تمایلی برای حرف زدن درمورد آن ندارند. 95% از شرکت کننده های تحقیق هیچوقت خیالپردازی های خود را با کسی درمیان نگذاشته اند. باابنکه بعضی خیالپردازی های بهتر است همان ناگفته باقی بماند—مثل اینکه به همسرتان بگویید وقتی با او سـ..ـکس می کرده اید در خیالتان به همسر قبلیتان فکر می کرده اید—اما ما هیچوقت هم درمورد فرارهای جنسیمان در این خیالپردازی ها با دوستانمان صحبت نمی کنیم. خیالپردازی جنسی جزء مسائل ممنوعه است.

خیلی از افراد از طبیعت منحرف و هرزه خیالپردازی هایشان احساس خجالت و گناه می کنند، بااینحال آنچه ما ممکن است “منحرف” یا “هرزه” بدانیم، ممکن است کاملاً طبیعی و متداول باشد.

احساس خجالت ناشی از خیالپردازی های جنسی ممکن است به خاطر تصور نقش خیالپردازی در زندگی ما باشد. در دهه نود، خیلی از روانکاوان خیالپردازی های جنسی پیچیده را به خاطر امیال و شهوت های پیچیده دانسته است. خیالپردازی های عجیب و غریب معمولا به عنوان یک آسیب مورد درمان قرار می گرفتند.

اما امروز می دانیم که خیالپردازی ها دیگر یک آسیب شناخته نمی شوند. این خیالپردازی ها به ما این امکان را می دهد به چیزهایی فکر کنیم که درواقعیت انجام نمی دهیم یا چیزهایی که قبلاً انجام دادیم و دوست داریم را دوباره انجام دهیم. علاوه بر این، خیالپردازی با بالا بردن میل و تحریک جنسی، می توانند برای روابط جنسی ما هم مفید باشند. آنهایی که معمولاً خیالپردازی جنسی دارند، معمولاً سـ..ـکس بیشتری هم در زندگی زناشویی خود دارند.

سـ..ـکس مطمئن

دکتر کار همچنین دریافته است که گاهی اوقات خیالپردازی ها راهی برای برگرداندن یک خاطره منفی دوران کودکی به مثبت است. برای مثال، او درمورد زن بسیار خوشبختی صحبت می کند که خیالپردازی هایش به او کمک کرده سوءاستفاده های جنسی که در کودکی توسط برادر بزرگش از او می شده را به تجربه ای تحریک کننده تبدیل کند. به این ترتیب، خیالپردازی می تواند یک مکانیزم عادت کردن و کنار آمدن باشد. اما حتی اگر درمورد سوءاستفاده های جنسی هم خیالپردازی کنید، لزوماً به این معنی نیست که دوست دارید آن سوءاستفاده ها دوباره اتفاق بیفتد. خانم ها ممکن است خیالپردازی کنند که مردی غریبه با آنها عشق بازی می کند اما ما می توانیم کوچکترین حرکت طرف مقابل را هم در خیالپردازی هایمان کنترل کنیم. ذهن ما مکانی بسیار امن و مطمئن برای امتحان کردن کارهای جدید بدون آسیب دیدین از آن است. مایکل بادر، در کتاب خود “تحریک جنسی” منطق اسرارآمیز خیالپردازی های جنسی” می نویسد: “امنیت و اطمینان مسئله ای کلیدی در باز کردن مفهوم خیالپردازی های ماست. ” بسته شدن به تخت توسط یک شریک جنسی ممکن است کار سالم و بی خطری نباشد اما جایی در ناخودآگاه ما این کار هیچ صدمه ای وارد نمی کند.

این حرفها شاید حس اطمینان بیشتری به شما داده باشد. به جای اینکه از تصور سـ..ـکس با فرد دیگری غیر از همسرمان، احساس گناه کنیم می توانیم از آن بعنوان راهی برای تحریک بیشتر روابط جنسی خود استفاده کنیم. اما یادتان باشد هیچ وقت این افکار را بازگو نکنید.


نظرات
آیین همسرداری · سلامت
خیالپردازی های جنسی 1
30 می 2011 @ 16:58

فواید خیالپردازی جنسی:
کاهش استرس، نگرانی و اضطراب

افزایش هیجانات طی رابطه جنسی
تنوع در روش و چگونگی نزدیکی در زندگی زناشویی

سک..ـس خیالی چیست؟

خیالپردازی جنسی در ضمیر ناخودآگاه ما شکل می گیرد، قدرت تخیّل سک..ـس، رابطه ی مستقیم با میزان شــهوت هر شخص دارد که در زنان این امر بیشتر است.

بیشتر زنان طی یک  سک..ـس خیالی، ارضاء می شوند و به آرامش درونی می رسند.

رویای  سک..ـس و میل به نزدیکی، برخواسته از حالات درونی ماست، بطوری که گاهی آنقدر فکر و ذهن ما درگیر می کند که خود سبب مشکلات درونی و روحی می شود، در این حالت اگر این شهوت و هوس ارضاء نشود، موجب استرس و پریشانی و نهایتاً احساس حقارت و عدم اعتماد به نفس در شخص خواهد شد.

آیا رویاپردازی در مورد رابطه جنسی ضرر دارد؟
متأسفانه اگر در این خیالات از حدود خود خارج شده و فراتر رویم، سبب بروز مشکلاتی ناخواسته می شود، بطور مثال، یک مرد آنقدر غرق در هوس و میل جنسی می شود که حتّی دوست دارد با همجنس خود ارتباط داشته باشد، در مورد زن نیز همین طور، تمایل به برقراری ارتباط با یک زن دارد که متأسفانه نهایتاً تنها با همجنس بازی ارضاء می شوند. یا زنی متأهل آنقدر شهوت جنسی او بالاست که ناخودآگاه به سک..ـس با کسی غیر از شوهر خود فکر می کند، که در نتیجه ی آن دائماً عذاب وجدان دارد که با این میل، به شوهر خود خیانت می کند. می بینید در صورت عدم کنترل این شهوت و  سک..ـس خیالی، باعث ایجاد وضعیتی می شود که شخص ناخودآگاه گرفتار عذاب وجدان و گناه می شود. به مرور زمان وی، خود را موجودی منحرف و بی مصرف در اجتماع می بیند. این افکار تبدیل به عقده های روحی می شود که ناخواسته با احساس حقارت، موجب اختلافاتی در روابط اجتماعی و زناشویی وی می شود.

چطور می شود این حس را کنترل کرد؟
1- به منشاء و عمق این حس آگاه شوید

این خود شما هستید که می توانید تشخیص دهید، آیا این هوس و شهوت، تنها به دلیل زیاده روی میل درونی شما ایجاد شده است یا فقط یک میل ذاتی و مفید برای تقویت و لذّت بیشتر از رابطه جنسی است. این توّهمات، خیال و هوس درباره ی سک..ـس درون هر انسان، طبیعیست، بنابراین از وجود آن در ذهن خود احساس شرم و خجالت نکنید. اگر این افکار، موجب آزردگی خاطرتان شده است، بهتر است در درون خود جستجو کنید و عامل آن را پیدا کنید، بطور مثال، آیا قبلاً  سک..ـسی ناموفق یا آزار جنسی داشتید؟ در این صورت جهت فکر و رویای شما در  سک..ـس بسوی خلاف پیش می رود و منجر به معضلات جنسی خواهد شد.

2- میل و هوس جنسی خود را قبول کنید

اینکه بخواهید دست از این رویاپردازی و هوس بردارید، چاره ی کار نیست، بلکه این فراموشی ظاهری موجب ایجاد استرس و اضطراب های درونی می گردد، بدانید و پبذیرید که بیشتر مردم اطراف شما هم این حس و شهوت و رویاپردازی را دارند و بیشترشان هم فردی منحرف و فاسد در اجتماع، نیستند!

3- افراط نکنید و قدرت تصوّر صحیح و بهتری را در ذهن خود پرورش دهید.

بهتر است در حین این رویا به روابطی معقول و طبیعی فکر کنید نه به روابط یا حالاتی که ممکن است به جسم یا روح شما لطمه وارد کند. بهتر است به یک  سک..ـس زیبا و دلنشینی که قبلاً تجربه کردید فکر کنید و از آن لذّت ببرید.

به رویایی فکر کنید که دست یافتنی و واقعی باشد نه خیالی، در غیر اینصورت به دلیل عدم دسترسی و ارضاء در آن رویا، استرس و اضطراب تمام وجود شما را در برمی گیرد، اگر تا کنون این اشتباه را کرده اید، می توانید با ورزشی منظّم و اصلاح هوسهای خود به رویاهایی واقعی، از پریشانی و عقده های حقارت درونی رهایی یابید. سعی کنید در خیالاتتان خود واقعیتان باشید نه اینکه در نقش یک شخصیت خارجی دیگر باشید و خود را جای او بگذارید!

4- شاید مجبورید این حس را خاموش کنید!

اگر می بینید که نمی توانید این حس خیالی و میل جنسی خود را کنترل کرده، یا با روشی افراطی پیش می روید، بهتر است بجای این کار به  سک..ـس عملی بپردازید تا در حین آن شاید بخشی از رویاهای شما و شهوت شما ارضاء شود. به این صورت تمام عقده و انرژی خود را صرف یک  سک..ـس حقیقی و واقعی کرده اید نه خیالات واهی.

البته کنترل این حس، نیاز به زمان و اراده شما دارد، امّا همواره به یاد داشته باشید که اگر این حسّ خیال پردازی جنسی  را در جهت غیر افراطی و واقعی پیش ببرید، خود سبب احساس خوشنودی و آرامش درونی می شود و به این صورت از این تصوّرات خیالی و بکارگیری آن در سک..ـس واقعی، نهایت لذّت را می برید.


نظرات
آیین همسرداری
نكاتي براي زيباتر شدن زندگي زناشويي
30 می 2011 @ 06:27

دنياي زنان بعضي اوقات تفاوت هاي بزرگي با دنياي مردان دارد و ممکن است بعضي مردها اين موضوع را درک نکنند، در اکثر اوقات زنان در هنگام ازدواج مخصوصا در سنين پايين تر تصور مي‌کنند که شب هاي عاشقانه در کنار همسرشان خواهند داشت و اين آرزوها را در مرد مورد علاقه خود جستجو مي‌کنند. اما گاهي اوقات شاهزاده سوار بر اسب سفيد روياي دختران تبديل به ديو قصه ها مي گردد.

خانم محترم ما می دانیم که همسر شما همان شاهزاده رویاهایتان  نیست ولی اطمینان هم داریم که او دیو  قصه ها هم نیست .
شما می توانید بجای عیب گرفتن از شوهرتان یک بار هم که شده به بررسی اخلاق و رفتار خود بپردازید . ما اطمینان داریم شما می توانید با اخلاق خوب خود او را به همان شاهزاده مورد نظر تبدیل کنید :
نکات زیر کمک خواهد کرد که به ازدواجتان انرژی دوباره دهید و از نو هر آنچه را که دوست دارید بسازید.
۱- بهترین کارهایی که برای شوهرتان بسیار مفید است، برای شما هم مفید خواهدبود.
غذاهای سالم بخورید، خودتان را زیبا نگه دارید و مرتباً ورزش کنید. این کارها باعث می‌شود همیشه احساس خوبی داشته باشید و پر طراوت و جذاب باشید و شما در نظر شوهرتان همان زن زیبا و جذابی که همیشه دوست داشته، باقی خواهید ماند، مهم نیست که شما چند سالتان باشد.
2-از رفتار و اعمال خوب همسر خود قدردانی کنید.
هنگامی که پژوهشگران از مردان پرسیدند که در زندگی زناشویی خود چه می‌خواهند، قدردانی در لیست همگی آنها وجود داشت. پس به خاطر داشته باشید و توجه داشته باشید به کارهایی که همسرتان برای شما، فرزندان و خانه انجام می‌دهد و از او تشکر کنید. شما لبخندی بر روی لبانش و لذتی در قلبش ایجاد خواهید کرد.
3-عشق را در زندگیتان نگه دارید.
آخرین باری که برنامه ریزی کرده اید برای داشتن یک زمان عاشقانه در کنار همسرتان چه وقت بوده است؟ اگر شما نمی توانید به این سؤال پاسخ دهید سریعاً به فکر باشید.
مهربان بودن، یادداشتهای عاشقانه، هدیه ای کوچک برای او، برنامه ریزی برای یک روز عاشقانه و ابتکار در مسائل جنسی همگی باعث می‌شود که به او یادآوری کنید که هنوز هم او برایتان جذاب است.
4-اجازه دهید او هم زمانهایی مردانه داشته باشد.
هر کس به زمانهایی برای خودش نیاز دارد که از یک سرگرمی لذت ببرد یا با دوستانش جمع شود. اگر همسر شما فوتبال دوست دارد، در حالیکه شما به آن علاقه ندارید از او اشکال نگیرید.
او را تشویق کنید که رابطه ای دوستانه با مردان دیگر داشته باشد. او از این مصاحبتها لذت خواهد برد. مطالعات نشان می‌دهد مردانی که در کنار دوستانشان بوده اند، سالم تر بوده اند و زندگی طولانی تری داشته‌اند.
5-حق تقدم با اوست.
فشارهای روزانه کار، خانه و بچه ها کافی است که او را خسته کند. زمانی را بسازید برای دو نفرتان که استراحت کوتاهی داشته باشید، دور از کارهای کسالت آور روزانه. احساس علاقه نسبت به کارش و سرگرمی هایش نشان دهید، این کار باعث می‌شود که او بداند که او برایتان چقدر اهمیت دارد.
6-سعی نکنید او را تغییر دهید.
آیا شما خوش مشرب هستید و شوهرتان کم رو؟ آیا دوست دارید خانه همیشه تمیز باشد و حوله شوهرتان همیشه بر زمین است؟ روانشناسان می‌گویند شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید، یقین داشته باشید شما تحت تأثیر قرار خواهید گرفت. پس دنبال راههایی غیر از غر زدن و نق زدن باشید.
برای مثال توافق در روابط اجتماعیتان با کم کردن تعداد مهمانها و یا رفتن شما به تنهایی در مهمانی و قرار دادن یک سبد در حمام برای قرار دادن رختها و تشویق کردن او وقتی که در مهمانی شرکت کرد و یا حوله های کثیف را سر جایش قرار داد. ایجاد دلگرمی و تشویق همیشه بهتر از عیب جویی و سرزنش است.
7-به او بگویید که چه می‌خواهید.
این آسان است که فکر کنید کسی که با او زندگی می‌کنید کاملاً شما را می‌شناسد، اما این حقیقت ندارد. بسیاری از ما همه چیز را همان طوری می‌بینیم که دوست داریم. پس غافلگیر نشوید شوهرتان فکر کند که شما هر آنچه که می‌خواهید همان است که اومی خواهد. اگر شما در آغوش گرفتن و یا یک مشورت و یا یک ژاکت قرمز برای تولدتان می‌خواهید به او بگویید.
8-وقتی را هم با دوستانتان بگذرانید.
وقتی شما شوهر می‌کنید فکر می‌کنید که از دوستانتان باید کنار بکشید و در کنار شوهرتان باشید. اما یک نفر نمی‌تواند تمام احتیاجات شما را رفع کند و این انتظار نا معقولی است که از شوهرتان بخواهید هم شوهرتان باشد، هم رفیق و هم بهترین دوست دخترتان. زمانی را برای دوستانتان اختصاص دهید این کار باعث می‌شود که شما انرژی یابید.
9-اجازه دهید بعضی اوقات آزاد باشد.
همان طور که شما نیاز دارید بعضی اوقات ریلکس کنید و تنها باشید شوهرتان هم به این نیاز دارد. ممکن است استراحت شما بعد از یک روز کار، دراز کشیدن روی تخت و یا یک دوش گرم باشد و استراحت او به نحوی دیگر باشد، مثلاً روزنامه بخواند و یا تلویزیون نگاه کند اجازه دهید او همان طور که میخواهد خود را شارژ کند، شاید کارهای خانه و خرید کردن بیشتر او را خسته کند.
۱۰-به او ایمان داشته باشید و بگذارید او این را بداند.
مردان می‌توانند بسیار به شجاعت و دلیری تظاهر کنند، اما آنها هم مثل ما بعضی اوقات اعتماد به نفس کمی دارند و درمانده می‌شوند و احساس ضعف می‌کنند. هنگامی که او به خانه می‌آید خصوصاً وقتی که او خود را باور ندارد، نیاز دارد که بداند کسی که او را باور دارد در خودش زندگی می‌کند.


نظرات
آیین همسرداری
داشتن فرزند چه تاثیری بر روحیه والدین دارد؟
3 آوریل 2009 @ 16:08

 

 

 

داشتن فرزند چه تاثیری بر روحیه والدین دارد

 

 

با وجودی که فرزند داشتن به آدم احساس لذت، غرور، رشد شخصی و چیزهای خوب دیگری می‌بخشد امّا چالش‌های زیادی را نیز به وجود می‌آورد و پژوهشگران دریافته‌اند که این چالش‌ها می‌توانند عوارض منفی به همراه داشته باشند. مطالعاتی که درباره استرس فرزندپروری توسط رابین سایمون استاد دانشگاه ایالتی فلوریدا صورت گرفته نشان می‌دهد که والدین نسبت به افرادی که فرزند ندارند از سطح بسیار بیشتری ازافسردگی برخوردارند. (این مطالعه در مجله «سلامت و رفتار اجتماعی» انجمن جامعه‌شناسی آمریکا به چاپ رسیده است.) در زیر، برگزیده‌ای از یافته‌های این مطالعه آورده شده است:

1- بعضی از والدین نسبت به بعضی دیگر، دارای سطح بالاتری از افسردگی هستند. آن‌هایی که نشانه‌های بیشتری از افسردگی بروز داده‌اند عبارتند از:

والدین فرزندان بالغی که در خانه زندگی می‌کنند.

والدین فرزندان بالغی که در خانه زندگی نمی‌کنند.

والدینی که حضانت از فرزندان خردسالشان را بر عهده ندارند.

2- والدینی که نشانه‌های کمتری از افسردگی را بروز داده‌اند عبارتند از:

والدینی که با فرزندان خردسال زندگی می‌کنند.

والدینی که با فرزند خوانده‌های خردسال زندگی می‌کنند.

والدینی که با نوه‌های خردسال خود زندگی می‌کنند.

(این یافته‌ها، تعجب برانگیز و برخلاف تصورات قبلی است.)

3- والدینی که با هم زندگی می‌کنند نشانه‌های کمتری نسبت به والدینی که از هم جدا شده‌اند دارند.

4- زنان و مردان به یک اندازه تحت تاثیر افسردگی قرار می‌گیرند. این یافته برای خود پژوهشگران نیز شگفت‌آور بود زیرا با یافته‌های قبلی مبنی بر این که زنان بیشتر در معرض عوارض فرزندپروی هستند ناسازگار و متناقض بود.

5- یکی دیگر از یافته‌های شگفتی‌آور این بود که نشانه‌های افسردگی و استرس با بزرگ شدن بچه‌ها و ترک خانه از بین نمی‌رود. پژوهشگران عقیده دارند که این امر بدین خاطر است که والدین همچنان نگران فرزندانشان هستند و تنها شکل نگرانی آن‌ها تغییر می‌کند. آن‌ها پس از بزرگ شدن فرزندانشان نگران وضعیت کاری، ازدواج و … آن‌ها هستند.

پژوهشگران عقیده دارند والدین نسبت به سایر مردم نگرانی بیشتری دارند. والدین همیشه نگران فرزندانشان هستند، از آن زمان که کودک چند ماهه هستند تا وقتی که دندان در می‌آورند، راه می‌افتند و … تا هنگامی که امتحان ورود به دانشگاه می‌دهند، به دنبال کار می‌گردند، به دنبال شریک زندگی می‌گردند، تا موقعی که خودشان بچه‌دار شوند. البته این بدان معنی نیست که والدین از وجود فرزندانشان لذت نمی‌برند امّا عوارض هیجانی ناشی از فرزندپروری بسیار بالاست.

یکی دیگر از چیزهایی که مشکل بیشتری برای والدین به وجود می‌آورد این است که مردم کمتر از مشکلات فرزندپروری صحبت می‌کنند و از میزان حمایت مورد نیاز برای انجام آن غافلند. این مقاله به والدین کمک می‌کند که دریابند نقش چالش برانگیزی را بر عهده دارند و آن‌ها را تشویق می‌کند که به جستجوی حمایت‌های اجتماعی و مواظبت بیشتر ازخود برآیند.


نظرات
آیین همسرداری · روابط والدین و فرزند
درمانگری با زوج درمانی
3 آوریل 2009 @ 14:31

 

درمانگری با زوج درمانی

زوج درمانی راهی است برای حل كردن مشكلات و كشمكش‌های زوج‌هایی كه خود به تنهایی قادر به حل مشكلاتشان نیستند. فرایند زوج درمانی شامل زن و شوهر، و یك فرد آموزش دیده و متخصص در این زمینه است كه در خصوص احساسات و افكارشان بحث می‌كنند. هدف در زوج درمانی كمك به زنان و مردان است تا همدیگر را بهتر درك كنند و اگر تصمیم دارند و یا می‌خواهند كه تغییر كنند، به آنها كمك شود تا به خواسته و هدفشان برسند. در مقاله زیر ابعاد و شیوه‌های مختلف زوج درمانی به صورت پرسش و پاسخ مورد بررسی قرار گرفته است.

آیا بچه‌ها در زوج درمانی شركت دارند؟

خیر. زوج درمانی فقط زن و شوهر را در بر می‌گیرد. بچه‌ها به درجات مختلف در معرض مشكلات زناشویی قرار می‌گیرند. آنها ممكن است سراسیمه و نگران شوند و مشكلاتی از خود بروز دهند كه خود این كمك می‌كند به بهتر شدن روابط زناشویی یا این كه بتوانند بیشتر به بچه‌ها توجه كرده و به آنها كمك كنند. البته درمانی كه در آن والدین و بچه‌ها هر دو شركت داشته باشند، خانواده درمانی نامیده می‌شود كه بر روی روابط بین اعضای خانواده تأكید دارد تا این كه فقط بر روی زوج‌ها كار كند. البته ممكن است در بعضی موارد بحث‌ها به سوی مسائل زناشویی كشیده شود كه در اینجا والدین باید مراقب باشند تا بچه‌ها مورد بی توجهی قرار نگیرند.
معمولاً چه قبیل مشكلاتی را مردم نزد زوج درمان‌ها می‌برند؟ – مشكلات هر زوجی متفاوت است. ولی بیشترین مشكلات و شكایات رایج عبارت اند از:
الف) كاهش رابطه یا ارتباط كلامی
‌ب) بحث و جدل‌های همیشگی
ج) برآورده نشدن نیازهای عاطفی و احساسی
د) نگرانی‌های مالی
هـ) تضاد و اختلاف نظر بر سر بچه‌ها این مشكلات در هر ارتباط زناشویی، مهم هستند.
اغلب زوج‌ها به دنبال كمك می‌گردند برای این كه آنها اگر بخواهند خود مشكلات خود را حل كنند نتیجه ای جز ناكامی‌و ناامیدی نخواهد داشت. بعضی از زوج‌ها خواهان كمك در زمینه بحران‌های زناشویی هستند مانند فقدان ظاهری محبت در خانواده یا رابطه نامشروع یكی از زوج‌ها با فرد دیگری، یا اتفاقات غم انگیزی مانند بیماری و یا مرگ یكی از اعضای خانواده.
درمانگرها چه كاری انجام می‌دهند؟ درمانگرها نفر سومی‌هستند كه به مشكلات زوج‌ها گوش می‌دهند تا این كه آنها افكار و احساسات خود را بیان كنند و همچنین به آنها كمك شود تا زمینه مشكلات و مسائل خود را روشن و معین كنند.
درمانگرهای شروع می‌كنند با:
1) مشكلات و این كه زن و شوهر آنها را چگونه می‌بینند؟
2) تاریخچه ای از ارتباطات خود
3) و تاریخچه زندگی فردی هر كدام از طرفین (زوج‌ها) این كار، درمانگر را قادر می‌كند تا تفاهم بیشتری را برقرار سازد و ارزیابی‌های خود از موقعیت را به بحث بگذارد و بالاخره، راهكارها و نوع درمان را مشخص كرده و پیشنهاد دهد. درمانگر ممكن است مانند یك آرام بخش عمل كند به گونه ای كه كوشش كند تا كج فهمی‌ها و سوءتفاهم‌ها در روابط بین زن و شوهر مشخص شود كه نتیجه این امر، نگاه جدیدی است كه آنها به رفتار و احساسات خود پیدا می‌كنند تا بتوانند مشكلات خود را راحت تر حل كنند. نگرانی‌های رایج در مورد زوج درمانی من فكر می‌كنم مشكلات شخصی ام موجب تنش در زندگیمان می‌شود، آیا من به تنهایی باید از یك درمانگر كمك بگیرم یا هر دو با هم؟ مشكلات شخصی مانند اعتماد به نفس پایین، بیماری، استرس كاری و غیره… بر روی شریك زندگی و روابط بین آنها تأثیر می‌گذارد. پس معمولاً بهتر است هر دو زوج در جستجوی كمك برآیند تا این كه هر زوج قادر شود، مشكلات زوج دیگر را درك كند و درمانگر نیز مشكلات را از هر دو دیدگاه بشنود و بررسی كند و سپس وی می‌تواند درمان فردی یا زوج درمانی را پیشنهاد دهد. اگر من به كمك احتیاج داشته باشم، به این معنی است كه من دیوانه یا روانی ام؟ جستجوی كمك برای مشكلات شخصی یا مشكلات زناشویی به معنی بیماری‌های روانی نیست. آن به معنی بالغ شدن و یا آماده شدن برای اداره كردن مسائل و مشكلات است، كه اگر بدون حل باقی بماند ممكن است به استرس‌های قوی تر و یا از هم پاشیدن زندگی منجر شود.
اگر همسر من رفتن پیش درمانگر را رد كرد، من چه باید بكنم؟ زوج‌ها معمولاً باید همدیگر را به مشاركت تشویق كنند حتی اگر در گذشته مخالف بوده و رد كرده اند. موافقت و تفاهم بر سر رفتن نزد درمانگر می‌بایست به گونه ای از طرف همسر احساس شود كه یعنی «تو درست می‌گویی و من تقصیر دارم» به ویژه اگر پیشنهاد طوری باشد كه او را عصبانی می‌كند. استرس و نگرانی شما در مورد زندگی و روابطتتان، همسرتان را به فكر وا می‌دارد. اگر یكی از دو زوج احساس كند كه مسئله جدی است درصدد گرفتن كمك برمی‌آید.
آیا این كه ما نیاز به زوج درمانی داریم، به این معنی است كه زندگی ما از هم پاشیده است و روابط ما قطع شده است؟ خیر، در جستجوی كمك برآمدن نشانه شكست نیست. بهتر است قبل از این كه مشكلات بزرگتر شوند، تقاضای كمك كنیم. كه نتیجه آن بستگی به یك سری عوامل دارد. 2 عامل مهم در این زمینه:
1 – چقدر و تا چه اندازه زوج‌ها حاضرند بر روی مشكلاتشان كار كنند؟ 2 – روابط درست برای آنها تا چه اندازه ای مهم است؟

آیا زوج درمانی همیشه موفق است؟

اگر تغییرات ایجاد شده نتواند نیازهای هر دو طرف را برآورده سازد، زوج درمانی ممكن است وسیله ای باشد برای پایان بخشیدن به این روابط به گونه ای كه برای آنها و فرزندانشان مخرب نباشد. آیا درمانگر ارزش‌ها و عقاید مرا درك خواهد كرد؟ درمانگرها برای احترام گذاشتن به ارزش‌های دیگران، آموزش دیده اند؛ نه هرگز عقایدشان را به دیگری تحمیل می‌كنند و نه در كارشان قضاوت می‌كنند. به هر حال مشكلات و مسائل زوج‌ها آنقدر پیچیده است كه در بعضی موارد درمانگر نتواند مفهوم آنها را درك كند. در این صورت است كه لازم می‌شود بر روی مسایل و ارزش‌ها بین زوج‌ها و درمانگر كار شود. شما ممكن است پیشنهاد و یا اظهار نظر یك درمانگر را به عنوان یك قضاوت در نظر بگیرید در حالی كه ممكن است اصلاً چنین منظوری نداشته باشد. پس در این گونه شرایط شما باید موضوع را مستقیماً با خود درمانگر مطرح كنید. آیا من باید همه چیز را در مورد خودم، بازگو كنم؟ در غیر این صورت آیا درمان فایده ای خواهد داشت؟ بسیار مهم است كه شما در مورد احساسات و مسائل و مشكلات خود صادق باشید و این كه چگونه مسائل را بازگو كنید كه در مورد آن بشود بحث كرد، بسیار مهم است. احتیاط، استتار و راحت بودن، كمك خواهد كرد به این كه افراد مشكلات خود را مطرح كنند. درمانگر سوءتفاهم‌ها و كج فهمی‌هایی كه ممكن است به وجود آید را تصحیح می‌كند و به زوج‌ها برای تداوم صحبت كردن با یكدیگر كمك می‌كند. بعضی از احساسات عمیقاً شخصی هستند و افراد برای بحث كردن در مورد آنها، راحت نیستند. مطرح كردن مطالب محرمانه همیشه ضروری نیست. بعضی از مسائل هستند كه تأثیر خاصی بر روی روابط ندارند ولی بعضی مطالب دیگر هستند كه راه بحث كردن را سد می‌كنند. شما می‌بایست، ارزیابی كردن مسائل مهم در روابطتان را به دقت تمرین كنید. اگر دلیلی برای بیان نكردن احساسات خود داشتید در مورد آن با درمانگر خود صحبت كنید.
آیا اطلاعاتی را كه من بازگو می‌كنم می‌تواند علیه من در دادگاه استفاده شود؟ زوج درمان‌ها ممكن است به ندرت و به طور خیلی استثنایی توسط دادگاه‌ها برای شهادت دادن و تحت شرایط معینی احضار شوند، ولی اطلاعات و مسائلی كه در زوج درمانی مطرح می‌شود به طور كلی محرمانه هستند، به جز در یك سری موارد خاص. اما اگر شما سؤال یا نگرانی در این زمینه دارید حتماً با درمانگر یا وكیل خود در مورد آن صحبت كنید.
درمانگر چگونه خواهد فهمید كه روابط ما به پایان رسیده است و یا ما به بن بست رسیده ایم؟ این بخشی از وظیفه درمانگر است كه یك موقعیت را تشخیص دهد ولی او نمی‌تواند تصمیمی‌در این زمینه بگیرد. زیرا این مسئله مربوط به هر دو زوج است كه بخواهند ادامه زندگی بدهند و یا خیر؟ با این حال رسیدن به بن بست یا انسداد به این معنی نیست كه درمان دیگر نمی‌تواند ادامه پیدا كند و یا دیگر امیدی به آینده نیست. چه بسا كه بعضی از این انسدادها می‌تواند مورد حلاجی قرار گرفته و منتج به منافع قابل ملاحظه ای گردد. آیا ممكن است درمانگر مرا مقصر و گناهكار بشمرد؟ هیچ شخصی به تنهایی مسئول تمام مشكلات زناشویی نیست. شما ممكن است احساس گناه كنید و یا در طی دوران درمان انگشت نما شوید و یا برعكس و حتی بفهمید كه همسرتان مثل شما فكر می‌كرده، شگفت زده شوید، تمام این تجارت بخشی از مراحل درمان می‌باشد و باید در مورد آن بحث كنید.
ما می‌توانیم درمانگر‌های مختلفی را تجربه كنیم تا شخص مورد نظر را پیدا كنیم؟ این مهم است كه به درمانگر یك فرصت كافی داده شود تا بتواند كمك كند. این جریان ممكن است دردناك باشد و خیلی مهم است كه بین مسئله مورد نظر و درمانگر تمیز داده شود. اگر یك زوج درمانگر خود راضی نباشند، می‌بایست خیلی باز در مورد این مسئله صحبت كنند. زیرا راحت نبودن با درمانگر ممكن است منجر به یك تجربه درمانی بد شود. در ضمن در مورد مشكلات قبلی خود حتماً در اولین وهله با درمانگر جدید خود صحبت كنید.
معمولاً زوج درمانی چقدر طول می‌كشد؟ مدت زمان این نوع درمان‌ها بستگی به درمانگر و شدت مشكل مورد نظر دارد . زوج درمانی ممكن است به یك یا 2 جلسه تمام شود و یا این كه ماه‌ها و سال‌ها طول بكشد.


نظرات
آیین همسرداری
دو نکتۀ کلیدی در ازدواج‌های موفق
31 مارس 2009 @ 17:30

 

 

دو نکتۀ کلیدی در ازدواج‌های موفق

تقریبا" همۀ ازدواج‌ها با یک جشن با شکوه آغاز می‌شوند. عروس و داماد در کنار خانواده‌ها و دوستان خود، با قلبی مالامال از آرزوها و رویاها برای آینده‌ای زیبا، زندگی مشترک خود را آغاز می‌کنند. اما جادۀ خوشبختی معمولا" هموار نیست. همانطور که امروزه آمار طلاق‌ها نشان می‌دهد، بسیاری از زوجین قادر نیستند این جاده را تا انتها طی کنند.

در اکثر مواردی که ازدواج به بن بست می‌رسد، سیل سرزنش‌ها و ملامت‌ها به سوی طرفین سرازیر می‌شود… چرا فرصت کافی برای شناخت یکدیگر قائل نشدید، چرا اجازه دادید رنجش‌ها و تلخی‌ها به قلب شما نفوذ کنند، چرا اجازه دادید دیگران در زندگی شما دخالت کنند و غیره. مطالب، کتاب ها، مقالات و سمینارهای مختلفی که سعی دارند به شما کمک کنند تا مشکلات زندگی زناشویی خود را حل کنید و روابط فی مابین خود را بهبود بخشید بی‌شمارند. اما به یاد داشته باشید گذشت و بخشش و حفظ ارتباط  با خداوند نقش بسیار مهمی در احساس خوشبختی در زندگی مشترک دارند. در شرایط فقدان این عوامل مشکلات عمیق‌تر خواهند شد. و تا وقتی که گذشت وجود نداشته باشد هیچ کمکی از طرف خارج از حلقۀ خانواده نمی‌تواند موثر باشد. برای درک عمیق‌تر این مسئله، بیایید یک متن ارزشمند از کتاب مقدس را باهم مرور کنیم: 

یکی از آنان، که یک حقوق‌دان برجسته بود، با این سوال مسیح را امتحان کرد:

"ای پیامبر خدا، مهم‌ترین دستورخداوند در مورد عمل به احکام دین چیست؟"

مسیح پاسخ داد: " به خداوند خود از اعماق قلبتان، با تمام روحتان و با همۀ ذهن و وجودتان عشق بورزید." این اولین و مهم‌ترین دستور خداوند است. و دومین دستور مهم خداوند این است: " همسایه‌تان را به اندازۀ خودتان دوست داشته باشید". همۀ احکام و قوانین پیامبران بر پایۀ این دو دستور بنا شده است. ( انجیل متی 40-22:35).

من معتقدم ریشۀ هر مشکلی در زندگی زناشویی به واقع می‌تواند مربوط به نقض یکی از این دو قانون توسط یکی از طرفین باشد. این امر در هر نوع رابطه‌ای در زندگی نیز صدق می‌کند. مادامیکه که ما صرفا" بر خواسته‌ها و نیاز‌های خودمان متمرکز می‌شویم و آن را بر دستور خدا یا خواستۀ طرف مقابلمان ترجیح می‌دهیم بی‌شک به مشکل برخورد خواهیم کرد.

آیا شما هم در برقراری ارتباطات در زندگی زناشویی خود مشکل دارید؟

صادقانه بگویید، چند بار تا کنون سعی کرده‌اید به جای پافشاری روی خواستۀ خودتان به حرف‌های طرف مقابل (یا خداوند) گوش دهید؟ چند بار با خشم و تندی با طرف مقابلتان مواجهه کرده‌اید؟ آخرین باری که به خاطر وجود همسرتان از خداوند تشکر کرده‌اید یا برای او به درگاه خدا دعا کرده‌اید چه وقت بوده است؟ آخرین باری که وقتی را به با هم بودن و از در کنار هم بودن لذت بردن، اختصاص داده‌اید چطور؟ آیا با هم و در کنار هم دعا می‌کنید که خداوند بهترین راه را پیش رویتان قرار دهد؟

به محض اینکه این کارها را شروع کنید، خواهید دید که تمرکز شما بطور اتوماتیک از خود محوری به ارجحیت دادن خواست خدا بر خواستۀ خودتان و اهمیت دادن به خواسته‌های همسرتان تغییر مسیر خواهد داد. در نتیجه مشکلات شما یکی یکی رفع خواهند شد، خشم‌ها و بغض‌ها و کینه‌ها از بین خواهند رفت و خواهید دید که بطور طبیعی تمایل بیشتری به با هم بودن دارید و دوست دارید اوقات بیشتری را با هم بگذرانید. البته بدیهی است که این اتفاقات یک شبه نمی‌افتد. گاه فشار‌های اقتصادی، مشکلات بچه‌ها و دیگر مشکلات زندگی نیز بر ارتباطات شما تاثیر می‌گذارند. اینها مشکلاتی است که اجتناب‌ناپذیرند و پدید آمدن آنها خارج از کنترل شماست.  اما اگر در درجۀ اول ارتباط خود را با خدا قوی‌تر کنید و در درجۀ دوم به خواسته‌های همسرتان اهمیت دهید و تا جایی که می‌توانید خواسته‌های آنان را بر خواستۀ خودتان مقدم بدانید، خواهید دید که زندگی شما از هر طوفانی جان سالم بدر خواهد برد. علاوه بر آن زندگی برای شما لذت‌بخش خواهد شد و در ادامۀ مسیر زندگی، با اشتیاق و رضایتمندی بیشتر پیش خواهید رفت.

آیا برای رسیدن به خوشبختی در زندگی تلاش می‌کنید؟

شاید اکنون دیگر وقت آن است که از خداوند بخواهید که نوع رابطۀ شما را هدایت و رهبری کند. اگر به این گفته باور دارید به شما پیشنهاد می‌کنم دعای زیر را زیر لب زمزمه کنید:

" ای خداوند عزیز و مهربان، از اینکه ما را به عنوان زن و شوهر در کنار هم قرار دادی از تو سپاسگزاریم. ما می‌دانیم که تو از در کنار هم قرار دادن ما هدف و مقصودی داشته‌ای، ما از تو می‌خواهیم که خودخواهی‌های گذشتۀ ما را بر ما ببخشایی. خداوندا به زندگی ما نظر لطفی بفرما و از حالا به بعد ما را لحظه‌ای به خودمان واگذار مکن. به ما کمک کن امروز و هر روز خواست تو و خواست همسرمان را بر خواست خودمان مقدم بداریم. ما را وسیلۀ لطف خود به دیگران قرار بده و ما را دوستدار خود قرار بده و برای ما عافیت و رستگاری رقم بزن….آمین یا رب العالمین".


نظرات
آیین همسرداری
برای شیرین تر شدن زندگی، مردان رعایت کنند
31 مارس 2009 @ 17:28

 

 

برای شیرین تر شدن زندگی، مردان رعایت کنند

برای آنكه زندگی زناشوئی از شادی ونشاط لازم برخوردار باشد، مرد در برابر همسر باید اصولی را رعایت كند. شما آقای محترم در صورتی كه این اصول را رعایت كنید، همسر شما شیفته شما خواهد شد و تا آخر عمر عاشقانه دوستتان خواهد داشت. هرگز فراموش نكنید یك ” پر” را نمی‌توان با فشار و قدرت به جایی پرتاب كرد ولی همین” پر” را می‌توان با با جریان ساده هوا به هر جایی فرستاد .

۱- در مقابل همسر (زن) خود گرفتاری‌های روزانه و حوادث تلخ زندگی را با اخم و حالت عبوس مطرح نكنید.

۲- هدیه، مهر و محبت را زیاد می‎كند، به مناسبت‌های مختلف برای همسر خود هدیه ولو كوچك خریداری و با حالت شاد و خندان به او تقدیم كنید.

۳- چنانچه كم و كسری در خدمات خانه وجود دارد، با كمال محبت و خوشرویی تذكر دهید – اخم و خشونت زندگی زناشویی را به تباهی می‎كشاند.

۴- در حضور همسر خود به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نكنید.

۵- به بستگان همسر خود مانند پدر، مادر وسایر اقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه قبل از همسر خود اقدام كنید.

۶- هرگز از معاشرت همسر خود با بستگان و خویشاوندانش جلوگیری نكنید، و در معاشرت و دید و بازدید با بستگانش پیشقدم باشید.

۷- با بستگان خود نزد همسر خود در گوشی و نجوا نكنید.

۸- همسر خود را هیچ گاه به خصوص نزد بستگانش سرزنش و تحقیر نكنید – توهین و بی‌احترامی به همسر، از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی می‎كاهد.

۹- هیچ‎گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نكنید – سعی كنید من و تو در زندگی نباشد كلمه ما زندگی را گرم و لذتبخش می‎كند.

۱۰- وقتی همسر شما عصبانی است، او را با مهر و محبت آرام كنید.

۱۱- با همسر خود هیچ گاه لجاجت و مشاجره نكنید.

۱۲- برای گردش و میهمانی رفتن سعی كنید همرا ه زن و فرزندان وقت بگذارید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت كار و خستگی رد نكنید.

۱۳- امتیازات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی فامیل خود را در صورتی كه با همسر شما فاصله دارد مطرح نكنید.

۱۴-كارهای همسر خود را تحسین كنید، تمجید و ستایش زن كلید كامیابی در زندگی زناشویی است.

۱۵- در قبال همسر خود در امور مختلف قدرت‌نمایی نكنید.

۱۶- زحمات و هزینه‎هایی كه برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود می‎كنید هیچ گاه بر زبان نیاورید و بر او منت نگذارید.

۱۷- همسر خود را در خانه محصور و محدود نكنید.

۱۸-در مقابل همسر خود شاد و خندان باشید.


نظرات
آیین همسرداری
پنج مشکل بین المللی زناشویی؟
31 مارس 2009 @ 17:26

 

پنج مشکل بین المللی زناشویی؟

1- همسرم به من کمک نمی‌کند.
سئوال: 10 سال است که ازدواج کرده ایم و صاحب 3 پسر هستیم. من و همسرم قرار گذاشتیم که در تمام کارها با هم سهیم باشیم، اما واقعیت چیز دیگری است. تمام وقت کار ‌می‌کنم و زمانی که به خانه بر ‌می‌گردم، شغل دوم خود را شروع ‌می‌کنم. همسرم فکر ‌می‌کند باید برای کاری مثل خالی کردن ظرفشویی باید مدال بگیرد. به خاطر این، مدت‌هاست بگو و مگو ‌می‌کنیم. به من چه پیشنهادی ‌می‌کنید؟

نانت برمن این گونه پاسخ ‌می‌دهد:
پاسخ: از ظواهر امر به نظر ‌می‌رسد که هر کاری شما دو نفر انجام ‌می‌دهید، مورد سرزنش طرف مقابل قرار ‌می‌گیرد و اصلا از یکدیگر تمجید و تحسین نمی‌کنید. شما در اینکه کدام برنده شوید به رقابت ‌می‌پردازید. در نتیجه وقتی روی برنده شدن تمرکز کنید، هیچ سودی حاصل نمی‌شود. قبل از اینکه، بتوانید راهی برای رهایی از این کشمکش پیدا کنید، باید به خود یک استراحت بدهید شاید آسان نباشد که به تنش و خشمی‌که هر دو شما را فرا گرفته است، توجه کنید، اما به شما دو پیشنهاد ‌می‌کنم:
اولا، وقتی را مشخص کنید که بتوانید با یکدیگر سپری کنید.

از انجام دادن چه کاری لذت ‌می‌برید؟ شام را در یک رستوران خوردن؟ کنار ساحل قدم زدن و تفریح کردن؟ دوچرخه سواری کردن؟ ‌می‌دانم که شاید با خود فکر کنید، چه دلیلی وجود دارد که با کسی که حتی در یک اتاق هم نمی‌توانم او را تحمل کنم، به تفریح بروم؟ اگر انرژی گرفتن را قسمتی از روابط خود بسازید، متوجه ‌می‌شوید که دلیلی برای این 10 سال بودن با یکدیگر وجود دارد. کلید آن در اندیشه لحظاتی است که با یکدیگر در تماس بوده اید. همچنین باعث ‌می‌شود که راحت تر در مورد احساسات خود صحبت کنید.

دوما، هر کدام از شما باید لیستی از کارهایی که ‌می‌توانید در منزل انجام دهید، را تهیه کنید. نباید به طور مرتب لیست را به همدیگر نشان دهید و بگویید، ببین من چقدر کار انجام ‌می‌دهم. در عوض، آن را یک لیست تحسینی در نظر بگیرید. زمانی که ما استرس پیدا ‌می‌کنیم و خشمگین و خسته ‌می‌شویم، نمی‌توانیم دنیای پیرامون چشم‌های همسر خود را ببینیم. زمانی که کارهای منزل را انجام دادید، حتما از همسر خود تشکر کنید که کمک کرده تا کارها به طور نرمال پیش بروند. آن زمان که تنش از میان ‌می‌رود، هر دو شما ‌می‌توانید بهتر راجع به مسائل بحث کنید، بحث را بدون اینکه منفی بافی یا قضاوت کنید، شروع سازید.

گفتگو را با جملات مثبت شروع کنید. شاید بگویید که: برای من خیلی مهم است که شما همسر عزیزم، چه احساسی دارید؟ لذا، به فکر راه حل و چاره باشید. با این کار متوجه ‌می‌شوید که روابط شما از هر کار دیگری مهم تر است. از همسر خود خواهش کنید در انجام کارهایی که برای شما مشکل است، به شما کمک کند. و نیز شما ‌می‌توانید بعضی کارهایی را که در لیست او هستند را برایش انجام دهید. با گفتگو و سازش، قادر به انجام هر کاری خواهید بود.

2- خیانت
سئوال:متوجه شدم که همسرم چندی پیش با کسی ارتباط داشته است وقتی متوجه شدم و از او سوال کردم، به من گفت جریانی زود گذز بوده و هرگز به او فکر ‌نمی‌کند و خواست خطای او را ببخشم و همه چیز را فراموش کنم تابه دوران خوب گذشته بگردیم ، اما من نمی‌توانم همه چیز را فراموش کنم؟

بنی ایکرویل به این صورت پاسخ ‌می‌دهد:
پاسخ: مدارا کردن و گذشت زمان ‌می‌برد و به صبر و تحمل نیاز دارد. بعضی زوجین فکر ‌می‌کنند که درمان‌های احساسی به چند ماه نیاز دارد، بعضی دیگر فکر ‌می‌کنند، سالها وقت نیاز است. اگر در پی چاره و راه حل برای احساسات منفی خود باشید، ‌می‌توانید آنها را کنترل کنید، نه اینکه آن احساسات شما را کنترل کنند. هیچ چیز و هیچ کس ن‌می‌تواند به شما در گذشت از خطای همسرتان کمک کند، مگر خود شما.

اگر همسر شما بتواند یاد بگیرد که چگونه خشم و رنج شما را از بین ببرد، شما بهتر ‌می‌توانید به زندگی خود ادامه بدهید. بدون این کار، رنجش شما باقی ‌می‌ماند. اگر گذشت خود را دریغ بدارید، هیچ سودی نصیب شما نمی‌شود. سخت است، اما ممکن ‌می‌باشد. قبول کنید که خیلی عصبانی هستید، اما سعی کنیدکه این انتقال ذهنی خود را با 5 یا 10 دقیقه مکالمه در روز، از بین ببرید. اگر چه همسر شما، متوجه نیست که چرا اینقدر طول ‌می‌کشد تا او را ببخشید، به او بگویید که با انجام این مکالمه‌ها او را خواهید بخشید. در طی این جلسات مکالمه ‌می‌توانید از همسر خود دلیل آن رابطه را جویا شوید و خشم خود را از میان ببرید. و همسرتان جلیقه ضد گلوله احساسی خود را به تن کند و قول بدهد که در طی این مکالمات، هیچ سخنی به میان نیاورد و از خود دفاع نکند. و فقط گوش بدهد و با شما احساس همدردی کند. در پایان هر جلسه، یکدیگر را در آغوش بگیرید، دستهای همسر خود بفشارید و احساس نزدیکی به یکدیگر بکنید.

با اعتماد مجدد و بیشتر، از همسر خود تقاضا کنید که به شما احساس خاطر جمعی بدهد، که از صمیم قلب شما را دوست دارد و برای بهبود روابط زناشویی خودتان در تلاش است.

از او بخواهید که بگوید چه نقصان‌هایی در روابط وجود دارد، که شما ‌می‌توانید آنها را برطرف سازید. شاید کاستی از طرف شما بوده است که منجر به آن رابطه  دیگری شده است. آیا محدودیت‌هایی ایجاد کرده بوده اید؟ آیا محیطی بدون احساسات مثبت به وجود آورده بوده اید؟ اگر به نقش خود در آن خیانت پی ببرید، به این معنی نیست که شما مقصر بوده اید، بلکه بدان معنی است که احساس مسولیت پیدا ‌می‌کنید و بعضی از مشکلات را گردن ‌می‌گیرید.

3- دشمنی و شکر آب بودن بین من و مادر شوهرم
سئوال: مادر شوهرم از من متنفر است! همیشه سعی ‌می‌کند بین من و همسرم جدایی بیافکند، و مرا به خانه خود راه نمی‌دهد. وقتی که همسرم و دختر 4 ساله ام برای دیدن او ‌می‌روند، من تنها در خانه ‌می‌مانم. در پاسخ به سئوال دخترم که ‌می‌پرسد، چرا با آنها ‌می‌روم، چه بگویم؟

ژوان پالی گالست در پاسخ ‌می‌گوید:
پاسخ: حق دارید که نگران این موضوع باشید. کودکان خیلی زود متوجه تنش موجود در خانواده و اقوام خود ‌می‌شوند، حتی اگر هم این تنش به طور مستقیم مشخص نباشد. با وجود اینکه، دلایل این تنش را نمی‌دانند، اما اطرافیان خود را سرزنش ‌می‌کنند. اغلب، با خود فکر ‌می‌کنند که رفتار بد آنها منجر به این مسائل شده است. همان طور که مطلع هستید، احساسات قابل پنهان ساختن نیستند. در گوشی صحبت کردن، ژست‌های صورتی، زبان بدنی، شنیدن اتفاقی بعضی جواب‌ها به سئوالات یکدیگر، همه و همه باعث ‌می‌شوند که کودکان احساس کنجکاوی کنند. برای اینکه دختر خود را مطمئن سازید که هیچ مشکلی وجود ندارد و او روابطی سالم و شاد با اعضای خانواده خود دارد، باید در صورت امکان جنگ و دعواهای خود را برطرف سازید.

شما گفتید که در یک موقعیت سختی هستید. و زمان طولانی است که مشکل دارید، شاید زمان ببرد تا بتوانید آنها را برطرف سازید. بله، رفتار مادر شوهر شما خشن است، اما آیا ‌می‌توانید او را به عنوان یک فرد با تمام اضطراب، ترس و احساساتش، درک کنید؟ اگر ‌می‌توانید، چه بهتر، در غیر این صورت اوضاع را از این هم بدتر ‌می‌کنید. اگر ‌می‌دانید که در گذشته باعث رنجش او شده اید، از وی عذرخواهی کنید. اگر هر کاری توانسته اید انجام داده اید و فایده ای نداشته است، نوبت همسر شماست که قدم بردارد. در حقیقت، وی ‌می‌تواند نقش کلیدی و اساسی را ایفا کند. زمانی که مادر شوهرت از تو انتقاد ‌می‌کند یا به شما توهین ‌می‌کند، همسرت باید از شما دفاع کند. و زمانی که تنها هستند برای او توضیح بدهد، که مادرش او را دوست دارد باید به انتخاب همسر وی نیز احترام بگذارد. اگر تنش کمتر شد، طی جلساتی با مادر شوهر خود صحبت کنید. با یک روحانی یا مشاوره خانواده مشورت کنید. با این وجود، اگر با تلاش‌های مکرر شما، مادر شوهرت پذیرای شما نبود، به خاطر دخترتان از جنگ و جدل پرهیز کنید. باید قبول کنید که شاید نتوانید نظر او را راجع به خود تغییر دهید، اما کودک شما باید با وی در ارتباط باشد. البته، وانمود کردن علاقه خود نسبت به کسی که از او متنفر هستید، برای کودک شما گیج کننده است.

در عوض، به او بگویید که شما و مادر شوهرتان کمی ‌مشکل دارید، اما مادربزرگش او را خیلی دوست دارد. و خوشحال هستید که وی با مادربزرگ خود رابطه صمیمی ‌دارد. سئوالات او را به راحتی پاسخ بدهید، اما از گفتن جزئیات بیهوده به او خودداری کنید. و از پرسش‌های او به عنوان وسیله ای برای تخلیه خشم خود استفاده نکنید. نیاز به گفتن نیست، مواظب باشید که از دختر خود به عنوان یک حربه در دعواها، کمک نگیرید. از کودک خود نخواهید که پیام‌های شما را به مادربزرگ خود برساند یا در برگشت از خانه وی، اطلاعاتی در مورد آنچه راجع به شما گفته است، از او دریافت نکنید. از طرف دیگر، اگر کودک شما چیزهایی از مادربزرگش ‌می‌شنود که باعث رنجش خاطر او ‌می‌شود، شما و همسرتان باید قدم بردارید و به مادربزرگ او تذکر دهید که در صورت تداوم این موضوع، دیگر نمی‌تواند با نوه خود در ارتباط باشد.


4- همسرم به من بی اعتنا شده است؟

سئوال: 5 سال است که از ازدواج ما ‌می‌گذرد و به تازگی صاحب فرزند شده ایم. من سعی ‌می‌کنم کژپندار نباشم، اما فکر ‌می‌کنم  او دیگر به من علاقه نداردو پای کسی در میان است، او دیرتر از قبل به منزل ‌می‌آید، و موقع دیر کردن، اصلا به من تلفن نمی‌کند، و وقتی هم که در خانه است، به نظر انزوا طلب و پریشان ‌می‌رسد. آیا من بی خود واکنش نشان ‌می‌دهم؟ چه کار باید انجام بدهم؟
بنی ایکرویل به این صورت پاسخ ‌می‌دهد:
پاسخ: ممکن است شما بی خود واکنش نشان ‌می‌دهید- سپس، به دلیل اینکه شما این گونه نگران ‌می‌رسید، مشخص ‌می‌شود که مشکلاتی وجود دارد. خیلی از مردم، زمانی که به گوششان ‌می‌رسد که روابط نامشروع حتی با داشتن زندگی خوب و صاحب فرزند بودن، معمول است، بهت زده ‌می‌شوند.  متاسفانه خیانت به همسر دربعضی از خانواده‌ها وجود دارد.البته باید در جستجوی علت اصلی این کار بود .

در مورد همسر شما شاید این مسائل دلیل بر وجود شخص سوم نباشد ولی اگر از این مساله مطمئنید این را بدانید که این روزها همسر شما کمی تنها شده است. و ‌می‌بیند که شما همه حواس خود را متوجه کودک خود ساخته اید و به او اهمیتی نمی‌دهید، و بدون هیچ عشقی به بستر خواب ‌می‌روید. از طرف دیگر، شاید او با بعضی از تغییرات در زندگی از پای در آید، و نگران دخل و خرج خود باشد، اما تمام تلاش و انرژی خود را برای موفق شدن به کار ‌می‌گیرد. اولین اقدام شما، صحبت کردن با وی ‌می‌باشد. هر چه زودتر، بهتر.

اگر هیچ نگویید، همسر شما نمی‌تواند قبول کند که چه اشتباهی صورت گرفته و موضوع چه ‌می‌باشد. علاوه بر این، با حرف نزدن بد گمانی خود را عمیق تر ‌می‌سازید و خشم و عصبانیت شما چند برابر ‌می‌شود. و اگر وی با کسی رابطه دارد، سکوت شما مهر تایید بر اعمال او ‌می‌زند.

شیوه ای که شما برای مقابله در نظر ‌می‌گیرید، عواقب آن را تحت تاثیر قرار ‌می‌دهد. برای اینکه موثر باشید، هرگز به صورت انتقادی عمل نکنید. باید رو راست باشید، اما موقعیت را به گونه ای ترتیب دهید که همسرتان با شما صادق باشد. و نیز مسئولیت بعضی از مشکلات اخیر را بر عهده بگیرید. با او همدردی کنید و به او بفهمانید که قصد دارید، تمام این مشکلات را از بین ببرید. بعد از همه این حرفها، باید بدانید که این زمانی سخت برای او نیز ‌می‌باشد. بدون کلی بافی کردن و تلنبار کردن شکایات خود، به او بگویید که رفتار اخیر او چقدر روی شما اثر گذاشته است. شاید بگویید: "من ‌می‌دانم که تو تنها بوده ای و من تمام وقتم را به کودکمان اختصاص داده ام. و ‌می‌دانم که جای خالی مرا کس دیگری پر کرده است." (هرگز از او نپرسید که آیا رابطه نامشروع با کسی داری؟)سپس، به حرفهای او گوش فرا بده و خود را برای شنیدن بعضی حرفها آماده کن. اگر همسرتان توجه شما را از سر خود بیرون کند، اوضاع ک‌می‌وخیم به نظر ‌می‌رسد. در این صورت به شما توصیه ‌می‌کنم که با یک متخصص در این زمینه مشورت کنید. شما مشکلی دارید که باید هر چه زودتر حل شود. و اگر همسرتان اقدا‌می‌ ‌نمی‌کند، خود شما باید به تنهایی اقدام نمایید. اگر همسرتان بپذیرد که بی وفایی کرده است، شاید یک بحران باشد.

اما یک بحران دیگر این است که شما نخواهید به زندگی خود ادامه بدهید. بلکه باید هر دو شما به پا خیزید و اشتباهات خود را جبران نمایید و هر اقدا‌می‌که برای بهتر شدن اوضاع انجام دهید، به نفع هر دوی شما تمام ‌می‌شود. باید خشم خود را تخلیه سازید. غصه‌های خود را از بین ببرید و زندگی زناشویی خود را بهبود ببخشید.

5- فریب دادن: به او بگویم یا نه؟
سئوال: به تازگی متوجه شده ام که همسر یکی از دوستان نزدیکم با فردی دیگر رابطه دارد. اگر موقعیت بر عکس بود، من از دوستم توقع داشتم به من بگوید. آیا باید موضوع را به او بگویم، یا نه؟

پاسخ: این یک مورد سختی ‌می‌باشد. و خیلی‌ها نمی‌دانند، چگونه موقعیت را کنترل کنند. اگر شما هیچ حرفی نزنید، احساس گناه ‌می‌کنید که موضوعی را از دوست نزدیک خود پنهان داشته اید و خود را شریک جرم ‌می‌پندارید. از طرف دیگر، اگر دوست شما تا حالا به همسر خود راجع به رابطه نامشروع شک نکرده باشد، گفتن شما باعث عکس العمل فاجعه آمیز ‌می‌شود. شما خود را با همسر او رو در رو سازید و رفاقت خود را از بین نبرید. سپس، شاید دوست شما تا حالا از موضوع خبر داشته و به شما چیزی نگفته است. شاید این رابطه کوتاه از همسر وی یک اشتباه بوده که  صورت گرفته است . که در این صورت حرف زدن شما منجر به طلاق دو طرف ‌می‌شود.

من همیشه بر این باور هستم که باید آنچه را ‌می‌دانیم به دوست خود بگوییم. و شیوه ای که شما اطلاعات را ‌می‌رسانید، فرق ‌می‌کند.
اولا، انگیزه خود را با دقت بررسی کنید. آیا واقعا ‌می‌خواهید درد و رنج دوست خود را از بین ببرید-

دوم،وقتی جواب سئوالات خود را پیدا کردید و متوجه انگیزه خود شدید، به دوست خود بگویید، چقدر راجع به او نگران هستید. و اگر زندگی زناشویی او در خطر است، شما ‌می‌توانید به او کمک کنید. ‌می‌توانید بگویید: " ‌می‌دانی من چقدر مراقب تو و خوشحال بودن تو هستم. من متوجه موضوعی شدم که خیلی مرا ناراحت ساخته است. موضوعی که اگر موقعیت بر عکس بود، حتما دوست داشتم از آن مطلع بشوم. " از او بخواهید که آیا به شما اجازه ‌می‌دهد موضوع را با او در میان بگذارید، به وی خاطر نشان کنید که هرگز مسئله را به هیچ فرد دیگری نخواهید گفت. حتما به او کمک کنید.


نظرات
آیین همسرداری
عومل موثر در طلاق
31 مارس 2009 @ 17:23

عومل موثر در طلاق

وقتی بعضی از اعمالی را که در نهایت منجر به طلاق شده است بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که زوج‌ها چه کارهایی می‌توانند انجام دهند تا از عشق و عواطفی که هر کدام نسبت به دیگری دارند حفاظت کنند و خلاصه چه چیزهایی ازدواج را حفظ می‌کند؟

مردها و زن‌ها عموما نیاز به تطابق احساسی در زمینه‌های متفاوت دارند. توصیه‌ای که برای آقایان وجود دارد این است که از اختلاف نظر و مناقشه کنار نکشند و با همسران خود قهر نکنند. بلکه تشخیص دهند که وقتی همسرشان مسئله یا سوءتفاهمی را پیش می‌کشد ممکن است کارش از روی عشق باشد و می‌کوشد سلامت و روال درست رابطه خود را حفظ کند چون معمولا خانم‌ها سعی می‌کنند رابطه خانوادگی آنها ازبین نرود یا گو اینکه ممکن است برای ابراز خصومت خانم انگیزه‌های دیگری هم وجود داشته باشد، وقتی به آنها مجال داده شده و روی مسائل کار شود و درباره آنها صحبت شود از فشارشان کاسته می‌شود.

اما شوهران بهتر است تشخیص دهند که عصبانیت یا عدم رضایت مترادف با حمله شخصی و جر و بحث‌های شدید نیست. احساسات همسران آنها در این زمان مشخص‌کننده قدرت حساسیت موضوع برای آنهاست.

توصیه‌ای که برای خانم‌ها وجود دارد نیز در همین راستاست، از آنجا که اصلی‌ترین مشکل مردان این است که زنانشان در بیان شکایتشان شدت عمل زیادی نشان می‌دهند و گاهی دیگر غیر قابل تحمل می‌شود و باعث کناره‌گیری مرد می‌شود. مواظب باشید به شخصیت شوهرانتان هیچ وقت و در هیچ شرایط و نزاعی حمله و توهین نکنید. از عملی که آنها انجام داده‌اند و باعث ناراحتی شما شده است شکایت کنید، نه اینکه از شخصیتشان انتقاد کرده و آنها را تحقیر کنید. گله کردن، حمله به شخصیت نیست این دو را از هم جدا کنید و برای آنها یک مرزی قائل شوید. گله کردن بیان روشنی است در مورد ناراحت‌کننده بودن یک عمل مخصوص. عشق ورزیدن و کار کردن ظرفیت‌های دو قلویی هستند که علامت بلوغ کامل‌اند. اگر اینچنین باشد پس بلوغ و کمال باید یکی از ایستگاه‌های خطرناک راه زندگی باشد زیرا بسیاری از تمایلات در ازدواج و تحقق نشدن آنها در این مسیر است که باعث طلاق می‌شود. در این زمان است که هوشمندی احساسی را ظریف‌تر و حساس‌تر از همیشه مطرح می‌کند. اگر قرار است یگانگی زن وشوهری حفظ شود نیرو‌های عاطفی بین آنها نقشی به مراتب حساس‌تر به عهده دارند. شاید بزرگ‌ترین گشایشی که در راه ادراک چیزهایی که ازدواج‌ها را استوار نگاه می‌دارند یا آنها را از هم می‌پاشاند، از یک لحظه تفاوت در احساس به وجود می‌آید و این لحظه باعث نزاع می‌شود و در معرض دید قرار می‌گیرد یا رابطه را تا مرز نابودی می‌برد یا نزاع پایان می‌گیرد.


نظرات
آیین همسرداری